ازدواج کردن و هزار راه نرفته

[ad_1]

همیشه مادر بزرگم اصرار به ازدواج کردن من داشت می‌گفت ازدواج کردن دین رو کامل می‌کنه. هرچی می‌گفتم اون کسی که مال منه رو هنوز پیدا نکردم قبول نمی‌کرد که نمی‌کرد. می‌گفت تو سخت می‌گیری، توقعاتت رو کم کن. ازدواج کن و یه زندگی آروم تشکیل بده. هنوز هم نمی‌دونم اصرار مادربزرگم درست بود یا انکار من!

با ویکی روان همراه باشید.

بارها گفتم و باز هم تکرار می‌کنم که ازدواج مهم‌ترین انتخاب انسان است و این مهم‌ترین، آن قدر ارزش دارد که بهترین آموزش‌ها را برایش ببینیم و وقت و انرژی لازم و کافی برای فراگیری مهارت‌های ورود به این دنیای جدید را پیدا کنیم. خانواده‌ها امروزه کمتر توجه و زمان و بودجه خود را به این موضوعات اختصاص می‌دهند و تصور می‌کنند ازدواج کردن هنوز همان «هندوانه در بسته دیروز» است در حالی که اصلا چنین نیست.

غرق شدن در دیجیتال

همسران با غرق شدن در زندگی صنعتی و دیجیتالی امروز به اصل ارتباط عاطفی بین یکدیگر نمی‌پردازند. توجهات را از یکدیگر برمی‌دارند و به حواشی می‌پردازند. دیگرصدای، همدیگر را نمی‌شنوند و با هم حرفی ندارند و در طی یک فرایند سرد تبدیل به دو همخانه می‌شوند که فقط زیر یک سقف زندگی می‌کنند. وقتی زن و شوهر بدون آگاهی و داشتن مهارت-های لازم وارد پیوند ازدواج می‌شوند و قطعا نمی‌توانند به یک ادراک مشترک از هم برسند و در ادامه آن هم، نمی-توانند نیازهای عاطفی یکدیگر را برآورده کنند. دیری نمی‌گذرد که بچه‌های ما در زیر آن سقف مشترک تبدیل به دو غریبه می‌شوند. و این جاست که طلاق عاطفی که یکی از انواع طلاق است و به نوعی موذی‌ترین نوع طلاق خوانده می‌شود اتفاق می‌افتد.

این چیزی است که امروزه طلاق خاموش نام گرفته، آنچه مسلم است با توجه به آمار ‌بالای طلاق قانونی در کشور، شمار زیادی هم از این نوع طلاق‌ها در دل خانواده‌ها به صورت پوشیده وجود دارد که می‌تواند آفت کانون خانواده باشد و باعث بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مانند روابط فراهمسری و… شود.

دنیایی که هیچ شناختی از آن نداریم

در جایی که جوان امروز ما با بحران هویت دیررس و همین‌طور بی‌هویتی دست و پنجه نرم می‌کند وارد دنیای ازدواج شود، با جوان دیگری قراردادی امضا می‌کند که حتی یک دهم از قوانین نوشته شده و نانوشته‌اش را هم نمی-شناسد. آنها پس از مدت کمی‌ حتی در کمتر از شش ماه متوجه می‌شوند این ازدواج کردن آن چیزی نبود که می‌خواستند و در طلب آن سراب، افراد دیگری را هم وارد بازی می‌کنند.

در پروسه طلاق عاطفی افراد کمتر از این دایره معیوب بیرون می‌آیند و به بهانه‌های مختلف مثل بچه، وجهه اجتماعی و درآمد خود را توجیه یا مجاب می‌کنند و در این پروسه باقی می‌مانند.

ازدواج کردن

جدایی سالم

  • البته این نیست که طلاق در هیچ موردی توصیه نشود. در موارد بسیاری که متخصصان امر (روان‌شناسان و مشاوران) تشخیص می‌دهند، میان انتخاب بد و بدتر، بهترین گزینه برای هر دو نفر می‌تواند طلاق باشد. امروز دنیای روان‌شناسی بر روی موضوعی به‌ نام فرایند طلاق سالم تحقیق می‌کند؛ این که چطور بتوانیم در طی طلاق بهداشت روانی همه اعضا را حفظ کنیم و آنها را از آسیب‌ها دور نگه داریم و بتوانیم آنها را به پذیرش و سازگاری برسانیم.
  • زندگی با امواج سینوسی
  • در پژوهش‌های روان‌شناسی این امری اثبات شده است که زندگی زناشویی می‌تواند تابعی از همه پدیده‌ها و دارای امواج سینوسی باشد. در طی این امواج سه نقطه اوج برای طلاق در نظر گرفته شده که سومین نقطه فراز برای طلاق همسران در انتهای میانسالی و مادامی ‌است که فرزندان به قصد کسب استقلال از خانه می‌روند؛ حالا چه ازدواج کنند و چه برای تحصیل یا هر امر دیگری خانه را ترک ¬کنند. در این موقع است که زن و مرد با پدیده‌ای به ‌نام “سندرم آشیانه خالی” مواجه می‌شود و پس از سال‌های زیادی که زن به فرزندان و خانه رسیدگی می‌کرده و مرد در پی کسب درآمد و تامین زندگی بوده با هم تنها می‌شوند، چنانچه در طی این سال‌ها با هم غریبه شده باشند حالا به‌راحتی طلاق اتفاق می‌افتد. این که هر کدام سال‌ها راه خود را رفته باشند و دوباره در این نقطه به یکدیگر بربخورند، قطعا حالا هم حرف هم را نخواهند فهمید.
  • طلاق همیشه آخرین گزینه و بهترین درمان نیست. بسیاری از زندگی‌ها با استفاده از وجود متخصصین امر، روان‌شناسان و مشاوران کارآزموده به روال عادی خود و حتی به شرایط بهتری رسیدند اما همان‌طور که گفتم در بسیاری موارد هم توصیه به جدایی می‌شود وقتی زندگی تبدیل به یک صحنه جنگ و ناکامی ‌و پرخاشگری شود، قطعا بیش از آن که حفظ این زندگی به نفع بچه‌ها باشد، در این جا پدر و مادر دارند خواسته و ناخواسته الگوهای غلط زناشویی را در فرزندان خود نهادینه می‌کنند و البته این نقوش را در طی سالیان آینده هم نمی‌شود به‌راحتی از ضمیر بچه‌ها پاک کرد.

دکتر هومن نامور

[ad_2]

لینک منبع