زمانی برای صحبت کردن

[ad_1]

خیلی از زوج‌ها فکر می‌کنند صرفاً با داشتن تجربه‌های مثبت و لذت‌بخش روزهای اول ازدواج می‌توانند در گذر زمان، رابطه از هم گسیخته خود را از نو ترمیم کنند. طبیعی است که داشتن خاطره اوقات خوش برای شفای رابطه از هم گسیخته امری حیاتی است اما هیچ چیزی جای گفتگو درباره رنجش و ناخشنودی و گوش دادن به حرف‌ها و درک احساسات یکدیگر را نمی‌گیرد. تا وقتی سعی نکنید به احساسات ناخوشایند همسر خود توجه کنید و آنها را بشنوید هیچ وقت مسئله‌ای حل نخواهد شد و ممکن است بعد از مدتی دوباره مشکل جدیدی در رابطه شما و همسرتان پیش بیاید. ترس ما از صحبت کردن با همسرمان درباره اتفاقات بد پیش آمده و احساسی که نسبت به آن مسئله داریم امر رایجی است که معمولاً در بین زوج‌ها دیده می‌شود. مانند بسیاری از ناسازگاری و اختلاف‌ها، زوج‌ها بدون اینکه بدانند، طرف مقابل را می‌رنجانند و دلخور و عصبی می‌شوند و به همین دلیل هنگام صحبت کردن درباره مسئله مورد رنجش تحریک‌پذیر و حساس می‌شوند و کار به دعوا و مشاجره ختم می‌شود. حل تعارض از طریق گفتگو از مهارت‌های مهم بین زوجین است که می‌توان به شیوه‌ای کاربردی، از آن برای حل‌وفصل اختلافات بین زوج‌ها استفاده کرد.

با ویکی روان همراه باشید.

تصورات اشتباه

در بسیاری از موارد افکار و تصورات اشتباهی در بین همسران وجود دارد که مانع از صحبت کردن آنها با یکدیگر می‌شود. در ابتدا شناخت این برداشت‌های اشتباه و فکر واقعی در پشت آن باعث می‌شود که قدم اول را در حل این گونه مسائل برداریم.

۱-اگر با همسرم صحبت کنم خودم ضایع می‌شوم.

احتمالاً در پشت این فکر اشتباه نوعی مقاومت طولانی مدت درباره حرف زدن و گوش کردن وجود دارد.

۲-اگر به همسرم بگویم چطور دلم را شکسته او را بیشتر از خود رانده‌ام.

در پس این فکر این تصور وجود دارد که همسر من خودش باید بفهمد من چه احساسی دارم نه اینکه من به او بگویم چه احساسی دارم.

۳-اگر به حرف‌های همسرم گوش کنم فکر می‌کند که با او موافق هستم.

حتماً پشت این فکر این تصور اشتباه وجود دارد که من باید حرف آخر را بزنم و تعیین‌کننده مسیر بحث باشم.

۴-اگر صحبت کنم و بگویم چه چیز آزارم می‌دهد فاصله من از همسرم بیشتر می‌شود.

فراموش نکنید صحبت کردن راجع به مسائل پیش آمده باعث می‌شود متوجه شوید در درون همسرتان چه می‌گذرد تا قدمی ‌به سوی رفع اختلاف و سازش بردارید. وقتی به همسرتان می‌گویید که چه چیزی باعث ناراحتی شما شده است اجازه می‌دهید همسرتان متوجه شود و به رنجش شما پی ببرد.

۵-اگر به سهم خود در بروز مشکلات اعتراف کنم همسرم دیگر مرا تحویل نمی‌گیرد یا علیه خودم استفاده می‌کند.

برعکس اگر هر یک از ما سهم خود را در بروز مشکلات پیش آمده بپذیریم اولین قدم را در راه اصلاح روابط خود برداشته‌ایم و این کار باعث می‌شود بتوانیم مسئولانه و بی‌پرده به اشتباهات خود اعتراف کنیم.

برخی از مهم‌ترین نشانه‌های هشدار در مشاجرات همسران


 اگر در طول هفته دست‌کم در سه موقعیت از موقعیت‌های زیر قرار می‌گیرید، یعنی زندگی شما سرشار از تعارض است و مهارت گفتگو با همسر را نیاموخته‌اید.
۱-نمی‌توانید با همسرتان درباره موضوعی خاص با آرامش صحبت کنید.
۲-درباره هر موضوع اختلافی فریاد می‌زنید و به یکدیگر توهین می‌کنید. 
۳-بیشتر اوقات روز با یکدیگر ترشرویی می‌کنید و با همدیگر حرف نمی‌زنید.
۴-به‌طور مداوم از یکدیگر عصبانی می‌شوید و بی‌دلیل و به مدت طولانی‌مدت با یکدیگر حرف نمی‌زنید. 

 صجبت کردن

راه‌های اشتباهی که برای بیان پیشامد بد اتفاق افتاده انتخاب می‌کنیم

در بسیاری از مراجعات زوج‌ها به روان‌شناسان دیده می‌شود که بسیاری از آنها از راه‌های اشتباه، وارد حل کردن مسئله پیش آمده با همسر خود می‌شوند و اغلب این کارها باعث می‌شود تا به مشکلات بیشتر دامن زده شود و نه تنها گرهی از مشکل باز نشود بلکه تبعات بدتری نیز گریبان همسران را بگیرد. دو روش رایج و اشتباه مورد استفاده زوج‌ها در این گونه مسائل سکوت کردن و دعوا راه انداختن است که در زیر به طور مجزا به آنها پرداخته می‌شود و راه حل‌های جایگزین آن نیز معرفی می‌شود.

۱-سکوت کردن

رایج‌ترین حل مسئله ممکن مخصوصاً در خانم‌ها سکوت کردن است. اینکه مهر سکوت به لب بزنید و همه چیز را در خود بریزید هیچ چیزی را حل نمی‌کند. سکوت کردن تنها باعث می‌شود شانس خود را برای ارتباط متقابل از سوی همسرتان از دست بدهید و در آشتی را به روی خود ببندید. درست است که سکوت سرشار از ناگفته‌هاست ولی بهتر است این حرف‌های زده نشده را به شیوه‌ای منطقی و معقول با همسر خود در میان بگذارید، نه اینکه روزها و ماه‌ها به انتظار این بنشینید که همسر شما خود به سراغ‌تان بیاید و درباره اتفاق بد پیشامده با شما صحبت کند. بدترین پیامد سکوت کردن این مسئله است که شما با این کار نارضایتی خود را فروخورده و آن را به خشمی ‌بی انتها در درون خود تبدیل می‌کنید.

۲-دعوا راه انداختن

شما با دعوا راه انداختن خشم افسار گسیخته‌ که به احتمال زیاد از مدت‌ها قبل آن را تجربه کرده‌اید را بر سر همسرتان خالی می‌کنید و سعی می‌کنید با این کار نشان دهید تا چه اندازه عصبانی هستید، تا شاید همسر شما درد دل واقعی شما را بفهمد. البته در بیشتر موارد هر یک از طرفین این توجیه را برای رفتار خود می‌آورد که سرکوب کردن احساسات کار خطرناک و بیمارگونه‌ای است و باید به هر نحو ممکن میزان ناراحتی خود را از اتفاق پیش آمده به همسرم نشان دهم، اما نکته این جاست که ممکن است نشان دادن احساس خشم به همسر در کوتاه مدت مفید باشد اما در بلند مدت باعث می‌شود که شما در نزد همسرتان تبدیل به فردی خشن و کم طاقت جلوه کنید که یاد نگرفته است به شیوه صحیح هیجان خود را بروز دهد. البته که فروخوردن احساسات ناراحتی و عصبانیت در قبال مسائل پیش آمده اصلاً توصیه نمی‌شود ولی مدیریت هیجان به خصوص هیجانات ناراحت کننده بسیار مفید است و اغلب باعث می‌شود کنترل بهتری بر روی احساسات خود داشته باشید تا به راه حل مناسب‌تری برسید.

چه راه‌های صحیحی برای صحبت کردن درباره اتفاق بد پیش آمده با همسر وجود دارد؟

در ابتدا بسیار مناسب است که موقعیت مناسبی را برای صحبت کردن با همسر خود ترتیب دهید و ترجیحاً زمانی را انتخاب کنید که هر دوی شما از نظر روحی و جسمی ‌آمادگی گوش دادن به صحبت‌های یکدیگر را دارید. نکته مهم و حیاتی در مواجه با این مسائل هنر گوش کردن است که به واقع می‌تواند نیمی ‌از راه حل موجود باشد.

نکاتی که در زیر عنوان شده است بر محوریت هنر گوش دادن به یکدیگر مطرح شده است، چون اعتقاد بر این است تا زمانی که ما راه گوش دادن به حرف‌های یکدیگر را بر خود ببندیم و تنها متوجه حرف‌های خود باشیم هیچ مشکلی حل نخواهد شد.

۱-صمیمانه به حرف‌های همسرتان گوش کنید

سعی کنید با گوش کردن به دنیای همسرتان وارد شوید و از چشم او به موضوع پیش آمده نگاه کنید. یعنی به شکل غیرتدافعی و غیر رقابت جویانه از خودتان بپرسید همسرم سعی دارد چه چیزی را به من بفهماند و روی چه مسئله‌ای در حرف‌های خود تاکید دارد. سعی کنید بعد از مدتی که از صحبت‌های همسر شما گذشت به او خلاصه‌ای از مطالبی که گفته را بیان کنید. با این کار همسر شما متوجه می‌شود که کاملاً به حرف‌های او گوش می‌کنید و به صحبت کردن ترغیب می‌شود.

۲-استفاده از فن معاوضه

زوج‌ها غالباً بدون اینکه بدانند دعوا بر سر چیست با هم می‌جنگند و جر و بحث راه می‌اندازند و اغلب بدون اینکه نقطه‌نظر همسرشان را درک کنند درستی آن را زیر سؤال می‌برند و یا مخالفت می‌کنند. منظور این روش آن است که کمک کند شمای شنونده گوش کنید و ببینید همسرتان چه می‌گوید و شمای گوینده احساس کنید به حرف‌تان گوش داده می‌شود. به این صورت وقتی که در حال بحث بر سر موضوعی هستید و یکی از شما آزرده یا عصبانی شد شما یا همسرتان فرمان ایست می‌دهید و جای خود را به عنوان گوینده یا شنونده عوض می‌کنید و با این کار از تحمیل نقطه‌نظرهای خود دست بر می‌دارید و به دنیای همسرتان قدم می‌گذارید. با این کار از تنش میان شما و همسرتان کاسته می‌شود و روند گفتگوی طبیعی را بدون هیچ گونه عصبانیتی پی خواهید گرفت.

۳-استفاده به موقع از فن خلع سلاح

این روش به شما کمک می‌کند به جای دفاع از گفته‌های خود به گفته‌های همسرتان متمرکز شوید و از این طریق اختلاف پیش آمده را حل کنید. در این تمرین شما به نوبت حقیقت دیدگاه همسرتان را که خالصانه با آن موافق هستید کشف کرده و به طریقه‌ای خیرخواهانه و مجاب کننده آن را تصدیق خواهید کرد. این کار باعث می‌شود موضوع اصلی که باعث ناراحتی شما و یا همسرتان شده است کشف شود و از گفتگوهای حاشیه‌ای پرهیز شود.

۴-ناراحتی خود را آشکار کنید

یکی از راه‌های خاتمه دادن به دعوا این است که دست از سرپوش گذاشتن روی ناراحتی خود بردارید تا زخم‌های هیجانی شما خودش را نشان بدهد. می‌توانید بگویید: «من واقعاً دارم اذیت می‌شوم»، «سردرد گرفتم»، «استرس دارم»، «از اوضاع پیش آمده می‌ترسم» یا «کم‌کم دارم احساس می‌کنم خسته و فرسوده شده‌ام».

۵-اعلام آتش‌بس کنید

یک راه ساده دیگر این است که به طور صریح درخواست آتش‌بس کنید. می‌شود گفت: «می‌توانیم کمی ‌استراحت کنیم؟»، «این دعوا مرافعه‌ ما را به هیچ کجا نمی‌رساند»، «نمی‌توانم ادامه بدم، احتیاج دارم یک کم استراحت کنم»، «چه‌طوره کمی ‌نفس بکشیم، استراحتی بکنیم؟» یا حتی «می‌شود تمامش کنیم و بعداً با هم گفتگو کنیم، من الان واقعاً به این کار احتیاج دارم؟»

۶-فضای گفتگو را عوض کنید

روش بعدی این است که به دعوا ادامه بدهید اما شرایط آن را عوض کنید. برای مثال با لحنی آرام بگویید: «می‌شود صدایت را  بیاری پایین لطفاً؟»، «خوشحالم که درباره‌اش بحث می‌کنیم اما خواهش می‌کنم فریاد نزن»، «لطفاً از موضوع بحث دور نشو.» یا «می‌توانی این حرف‌ها را بدون هیچ قضاوتی دوباره بزنی؟»

۷-اعتراف کنید که دعوا کردن بیهوده است

باید نظرتان را در این خصوص اعلام کنید که دعوا شما را به جایی نمی‌رساند. مثلاً بگویید: «این بی‌معنی است، درست نمی‌گویم؟ به هیچ‌جا نمی‌رسیم»، «داریم زمان و نیروی خودمان را بی‌فایده تلف می‌کنیم. این طور نیست؟» یا «چه‌قدر باید در مورد این موضوع با هم دعوا کنیم؟»

۸-از دید هم به موضوع نگاه کنید

گاهی می‌توانید تلاش کنید تا مشکلات را از دیدگاه دیگری ببینید و در نتیجه شرایط را بهتر کنید. مثلاً بگویید: «من حرف تو را نمی‌فهمم. کمکم کن بفهمم» یا «اجازه بده ببینم می‌توانم این مسأله را از نگاه تو ببینم».

۹-معذرت خواهی کنید

این واژه می‌تواند بسیار تأثیرگذار و آرام‌بخش باشد، ولی وقتی گیر این فکر می‌افتیم که «حق با من است، تو اشتباه می‌کنی» و آن را تکرار می‌کنیم، گفتن عبارت «ببخشید» خیلی سخت می‌شود. به جای پافشاری بر روی عقیده اشتباه خود می‌توانید بگویید: «من را ببخش. نمی‌خواستم آزارت بدهم»، «عذر می‌خواهم. بدجوری تحت فشار بودم»، «نمی‌خواستم منظورم را این طوری بیان کنم. دوست داری طور دیگری بگویم؟»، «می‌توانم درک کنم که چه‌قدر آزار دیدی، خواهش می‌کنم مرا ببخش».

این چند راهنمای کلی را به هنگام صحبت کردن با همسرتان به خاطر داشته باشید

۱-قبل از باز کردن سر صحبت فکر کنید دوست دارید صحبت کردن شما با همسرتان به کجا برسد و چه مسئله‌ای حل شود.

۲-سعی کنید الگوهای آشنای قدیمی ‌صحبت کردن با همسرتان از جمله تحقیر، سرزنش کردن را که دیگر کاربردی ندارد فراموش کنید.

۳-به هر کلمه‌ای که از دهان همسرتان بیرون می‌آید واکنش نشان ندهید و یک جا برای پاسخ‌های ناقص او قرار دهید.

۴-وقتی با همسرتان صحبت می‌کنید به او بفهمانید که برای او ارزش قائل هستید و سراپا گوش هستید که ببینید او چه می‌خواهد بگوید.

۵-فراموش نکنید برای ارسال و دریافت مؤثر پیام در جریان دعوا و اختلاف نیاز دارید که نسبت به ذهن‌تان هشیار و بی‌قضاوت باشید. اگر به دام افکار ذهن‌تان بیافتید و یا به سرکوب آن افکار مشغول شوید، امکان ندارد برای حل اختلاف تلاش کنید. پس عشق از همه چیز مهم‌تر است و این بار کاری کنید که با ارزش‌های شما در رابطه زناشویی یعنی صمیمیت و احترام هماهنگ باشد.

 

[ad_2]

لینک منبع