انجام تکالیف فرزندان و مشکلات والدین

[ad_1]

انجام تکالیف فرزندان و مشکلات والدین

مقدمه
موضوع انجام تکالیف توسط فرزندان مساله‌ای است که بیشتر والدین باآن درگیر هستند و نمی‌دانند که چگونه می‌توانند به فرزند خود کمک کنند. راهکارهایی که استفاده می‌کنند گاهی نتیجه معکوسی به بار می‌آورد هم والدین و هم فرزندان دچار مشکل می‌شوند. والدین با مشارکت صحیح و مناسب می‌توانند از بروز این مشکلات جلوگیری کنند.
مدت زمان لازم برای انجام تکالیف توسط فرزندتان را بشناسید
مهمترین مطلبی که والدین باید بدانند مدت زمان مفیدی است که برای انجام تکالیف لازم است. این زمان برای سنین مختلف و بسته به شرایط دانش آموز متفاوت است. والدین هم باید شرایط سنی کودک را در نظر داشته باشند بطوری که کودکان و دانش آموزان پایه‌های ابتدایی را مدت زمان زیادی وادار به انجام تکالیف نکنند و هم شرایط دیگر مربوط به دانش آموز را.

صاحبنظران تعلیم و تربیت مدت زمات لازم برای انجام تکالیف را برای بچه‌های کودکستان تا پایه دوم ابتدایی ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در هر روز و برای پایه‌های بعدی دوره ابتدایی ۳۰ تا ۶۰ دقیقه پیشنهاد کرده‌اند. بنابراین والدین نباید جهت یادگیری بهتر دانش آموز و با این تصور که هر چه زمان بیشتری صرف مطالعه دانش آموز شود یادگیری او نیز بیشتر خواهد شد مدت زیادی کودک خود را وادار به درس خواندن کنند. مسلما کودک در این مدت زمان اضافی به کارهای دیگری مثل خیالبافی‌های ذهنی مشغول می‌شود.
مسئولیت انجام تکالیف و وظیفه شناسی در این مورد را به او واگذار کنید
برخی از والدین خود را مسئول کامل انجام تکالیف می‌کنند. به صورتی که در مدت انجام تکالیف بالای سر دانش آموز حضور دارند، زمان شروع انجام تکالیف را تعیین می‌کنند و راهنماییهای زائدی ارائه می‌کنند. هر چند لازم است والدین بویژه در سالهای اول دبستان و آمادگی با نظارت خود برنامه‌ریزی و مسئولیت پذیری را به کودک خود آموزش دهند. اما برخی از والدین به اشتباه این مسئولیت را خود بر عهده می‌گیرند بنابراین نمی‌توانند احساس مسئولیت در قبال انجام تکالیف را به کودکان خود یاد دهند. بطوری که اگر یک روز مادر حضور نداشته باشد اصلا به یاد هم نخواهد آورد که باید تکالیفش را انجام دهد.

بنابراین والدین با نظارت مفیدی که بر انجام تکالیف دارند کم کم باید کودکان را مسئولیت پذیر بار آورند. بطوری که در صورت عدم حضور والدین نیز احساس مسئولیت برای انجام تکالیف را داشته باشند. این والدین در سالهای بعدی تحصیل کمتر با مشکل درس نخواندن کودکان خود مواجه می‌شوند. به عبارتی چون والدین نمی‌توانند در تمام دوران تحصیل در انجام تکالیف فرزندان خود نظارت مستقیم داشته باشند با افت تحصیلی آنها مواجه می‌شوند. در حالی که اگر این احساس مسئولیت را از دوران کودکی در کودک شکل داده باشند با مشکلاتی از این قبیل مواجه نخواهند شد.
به روش انجام تکالیف توسط فرزندتان دقت کنید
هر کودکی ممکن است تفاوتهایی در روش انجام تکالیف خود داشته باشد. قبل از اینکه روش خاصی را به آنها القا کنید یا بخواهید آنها را کمک و راهنمایی کنید به روش آنها توجه کنید. ببینید در چه مدت زمان بدون کمک شما می‌تواند تکالیفش را انجام دهد؟ چه اشکالاتی دارد؟ آیا خیالبافی در حین انجام تکالیف دارد؟ آیا مرتبا جای خود را عوض می‌کند؟ آیا در حین انجام تکالیف به کارهای دیگری هم می‌پردازد؟ یا اینکه حواس او به انجام تکالیفش است؟ پاسخ به این سوالها به شما کمک می‌کند.
با معلم فرزندتان صحبت کنید
ارتباطی که با معلم برقرار می‌کنید کمک زیادی می‌تواند به شما کمک کند. با صحبت با او می‌توانید شیوه و روش او را بشناسید و از انتظاری که در مورد نحوه انجام تکالیف دارد مطلع می‌شوید. و بهتر می‌توانید به فرزند خود در انجام تکالیف راهنمایی ارائه کنید. هدف معلم را از انجام تکالیف بشناسید و نقطه ضعفهای فرزند خود را بهتر شناسایی نمایید.
پاسخ ندهید راهنمایی کنید
وقتی فرزندتان از شما کمکی برای انجام تکالیفش می‌خواهد اقدام به دادن پاسخ حاضر و آماده نکنید. بلکه او را راهنمایی کنید تا خودش بتواند به جواب مورد نظر برسد. به این ترتیب شما او را عادت می‌دهید که از تواناییهای خود استفاده کند و خلاق‌تر و فعال‌تر باشد. انجام تکالیف به فرزندتان کمک نخواهد کرد که آنها را بفهمد و از آن اطلاعات استفاده کند و نیز باعث نخواهد شد که وی به تواناییهایش اعتماد کند و دلگرم شود. فعال شدن دانش آموز در انجام تکالیف موجب می‌شود پاسخهایی را که خودش پیدا می‌کند بهتر به خاطر بسپارد تا حفظ پاسخهایی که شما به او داده‌اید.
برنامه ریزی داشته باشید
با کمک فرزند خود یک برنامه منظم برای انجام تکالیف تهیه کنید. برنامه را در یک محل مناسب و در دید او نصب کنید. برای تشویق او به انجام تکالیف می‌توانید در مقابل هر روز که تکلیف آن را به موقع ، خوب و دقیق انجام داده یک علامت بزنید و در آخر هفته اگر توانسته باشد تکالیف خود را خوب انجام دهد و با توجه به تعداد ستاره‌ها جایزه‌ای به او بدهید.

بهتر است جایزه مورد نظر را در همان حین برنامه ریزی معین کنید و در آخر برنامه آن را یادداشت کنید و یا برای کودکان کوچکتر شکل آن را بکشید. به این ترتیب عملکرد کودک دائما در جلوی او قرار دارد و مسئولیت پذیری او نیز تقویت می‌شود. به تدریج می‌توانید تعداد ستاره‌ها را برای دریافت جایزه افزایش دهید. مثلا اگر در آغاز برنامه به ازای هر هفت ستاره می‌توانست جایزه را کسب کند در مراحل بعد به ازای هر ۱۴ ستاره می‌تواند به جایزه مورد نظر برسد.
شرایط مناسب برای انجام تکالیف را مهیا کنید
مکانی ثابت ، ساکت و از لحاظ نور وصدا و حرارت مناسب ضروری است. حتما از یک میز تحریر کمک بگیرید. تلویزیون را خاموش کنید و یا اتاق دیگری برای انجام تکالیف فرزندتان در نظر بگیرید. پخش برنامه‌های تلویزیونی که برای وی جذاب هستند و یا موجب کنجکاوی او می‌شوند حواس او را پرت خواهد کرد.
نتیجه کار را بررسی کنید
زمانی که فرزند شما تکالیف خود را انجام داد حتما در حضور او آنها را بررسی کنید. می‌توانید وقتی برای این کار اختصاص دهید و با کمک خود او تکالیف را بررسی کنید. مثلا میزان اشتباهات او را در رونویسی پیدا کنید و از او بخواهید اقدام به رفع آنها بکند.
برنامه زندگی خود را تنظیم کنید
تنها تنظیم برنامه‌ای منظم برای انجام تکالیف فرزندان کافی نیست. برای زندگی خانواده خود نیز برنامه منظمی داشته باشید. حتی‌الامکان از برنامه‌های فوق برنامه و بدون برنامه‌ریزی قبلی خودداری کنید. مثل مهمانیها و تفریحهای بدون برنامه قبلی و… یا حداقل سعی کنید این برنامه‌ها مقارن با زمان انجام تکالیف فرزندان نباشد. اگرشما یکبار برنامه او را به خاطر برنامه‌های خود به هم بریزید، راه را برای بی‌نظمی او فراهم ساخته‌اید. در کارهای دیگر خود نیز با برنامه و مسئولیت پذیر باشد. تا الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. فرزندان تعهد و مسئولیت پذیری را در خانواده و با مشاهده رفتار والدین یاد می‌گیرند.
سخن آخر
یک برنامه خوب و چند توصیه ساده و بکار بستن آنها نتایج مفیدی فراهم می‌آورد و باعث می‌شود که فرزندان شما بهره خوبی از تکالیف منزل خود ببرند. با رعایت این موارد شما توانسته‌اید جلوی مشکلات احتمالی آینده را بگیرید و فرزندانی تربیت کنید که علاوه بر اینکه تکالیف فعلی خود را به خوبی انجام می‌دهند در آینده نیز مستقل و مسئولیت پذیر خواهند بود

منبع خبر: http://ravannews.com/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%83%D8%A7%D9%84%D9%8A%D9%81-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D9%83%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%8A%D9%86/

[ad_2]

لینک منبع

تقویت عزت نفس در کودکان : آزادی و استقلال نسبی

[ad_1]

تقویت عزت نفس در کودکان

مقدمه
همه کودکان بویژه کودکانی که پا به مرحله رشد می‌گذارند باید از آزادی و استقلال نسبی برخوردار باشند. ولی آنچه که آنان باید بدانند این است که در این جهان افرادی زندگی می‌کنند که ممکن است به آنان صدمه بزنند و آنچه که والدین انجام می‌دهند به منظور حفظ آنان از دست این افراد است. فراموش نکنید که التیام احساسات سرکوب شده دوران کودکی بویژه کودک بزهکار مشکل و سخت است.

حکمفرما کردن انضباط در خانواده کاری بس مشکل است. تنظیم قوانین منصفانه و بکار بستن آنها بطور منطقی می‌تواند مهارتهای هر پدر و مادری را آزمایش کند. مهم نیست که شما چه حد و حدودی را در مورد کودکانتان بکار می‌برید، زیرا آنان همواره در جستجوی راههایی برای شکستن این حد و حدود هستند. این امر طبیعی است، ولی کودکانی که از قوانین و حد و حدود آن تبعیت می‌کنند، احساس مهم بودن می‌کنند. مهم نیست که تا چه اندازه آنان ممکن است از خود مقاومت نشان دهند.
تقویت عزت نفس کودکان
می‌گویند کودکان بزهکار به توجه ، محبت و پذیرش بیشتری نیاز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدایی می‌کنند که این امر آسیب پذیری آنان را نیز افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر کودکانی که دارای حس خود ارزشی هستند کمتر دچار بزهکاری می‌شوند. بنابراین برای تقویت عزت نفس در کودکان چه باید کرد؟ برای انجام این مهم چهار رکن وجود دارد: محبت ، زمان ، انضباط ، پذیرش.

بیشتر اوقات دوست داشتن کودکان خیلی ساده و آسان است و در برخی مواقع مشکل.
ابراز محبت به کودکی که پیوسته بی تربیت ، ناسازگار و بدخلق است، همچون بیشتر کودکانی که دوران بلوغ را سپری می‌کنند، سخت است.
جالب است بدانیم در این زمان او به محبت بیشتری نیاز دارد. والدینی که هم در دوران سرکشی و ستیز کودکان و هم در دورانی که کودکان نوپا می‌باشند و از شیرینی خاصی برخوردارند به آنان توجه می‌کنند در واقع پایه عزت نفس کودکانشان را می‌سازند.

وقتی را که با کودکتان می‌گذرانید یکی دیگر از مواردی است که برای تقویت عزت نفس او مهم است.کودکان به زمان با کیفیت نیاز دارند. آنان به شما نیاز دارند تا در حیاط مدرسه و بازی و حتی در برخی زمانهای معمولی در کنارشان باشید. این بدین معنا نیست که شما باید کاملاً در همه احوال مراقب کودکانتان باشید. اغلب برای بیشتر کودکان فقط حضور والدین در خانواده کافی است.
گاهی اوقات مشغله کاری در بیرون از خانه به قدری زیاد است که مجبوریم زمان خیلی کمی را با کودکانمان بگذرانیم هیچ چیز مشکلتر از این نیست که برای بودن با کودک زمان کافی پیدا کنیم، ولی باید بدانیم که این زمان برای رشد کودکاهمیت دارد.

تقویت عزت نفس با پذیرش

یکی دیگر از ارکان عزت نفس در کودکان «پذیرش» است که انجام آن دشوار است. برای والدین طبیعی است که نسبت به کودکانشان امیدواری زیادی داشته باشند. همه ما دوست داریم که کودکانمان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و یا بهترین شاگرد در کلاس درس باشند.
ما از کودکانمان انتظارات زیادی داریم ولی آنان بیشتر انتظارات ما را برآورده نمی‌کنند. یکی از روشهای مهم تقویت عزت نفس، پذیرش کودکان در همه شرایط است.

هر کودکی دارای مشخصه منحصر به فرد خویش است و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. بطور یقین ما باید انتظار داشته باشیم که کودکانمان تا آنجا که می‌توانند تلاش کنند. در هر صورت چه آنان در کاری به راحتی موفق شوند یا به سختی در انجام آن موفق شوند، تشویق کارهایشان و تصدیق قوه خود ارزشی برای آنان بسیار ضروری است.

تا آنجایی که می‌توانید وقت زیادی را با کودکتان بگذرانید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید سعی کنید طوری وقت خود را تقسیم کنید که به هر یک از فرزندانتان زمان کافی اختصاص یابد. گرچه تنظیم زمان بندی بدین شکل مشکل است، ولی این مسئله برای رشد کودک ضروری است حتی اگر لازم باشد از فعالیتهای دیگر زندگی خود صرف نظر کنید.

همیشه سعی کنید در لحظه‌های مهم زندگی فرزندانتان حاضر باشید. حضور در بازیهای مدرسه‌ای ، مراسم اعطای جوایز و … لحظات مهمی هستند که طبیعتاً کودکان دوست دارند با شما سهیم شوند.

آموزه‌های روان شناختی تقویت عزت نفس

به کودکان خود امیدوار باشید.
به جای نصیحت کردن آنان برای انتخابهای بد ، انتخاب خود آنان را مورد تمجید قرار دهید.
همه کودکان دچار اشتباه می‌شوند. به کودکان کمک کنید که از اشتباهات خود پلی برای موفقیت بسازند.

به احساسات کودکانتان احترام بگذارید. هرگز نسبت به تردیدها ، ترس‌ها ، عقاید و افکار آنان بی اهمیت نباشید.
قوانین روشنی را تنظیم کنید و آنان را اجرا کنید. سعی نکنید در اجرای آن از تنبیه‌های مختلف استفاده کنید.
کودکان اشتباه خواهند کرد و هیچکس همیشه از تمام قوانین پیروی نخواهد کرد. محدودیتها را استوار ولی دوستانه اجرا کنید.

پیشرفت کودکانتان را ارج نهید. کودکانتان باید بدانند که شما از آنان انتظار تلاش فراوان دارید ولی ظرفیت‌های آنان را نیز می‌شناسید. پیشرفتهای آنان را تمجید کنید و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نکنید.
عقاید و ارزشهای خود را با کودکانتان در میان بگذارید. با آنان صحبت کنید و به صحبتهایشان گوش فرا دهید تا بدین وسیله به آنها اعتماد به نفس بدهید.

منبع خبر: http://ravannews.com/9794-2/

[ad_2]

لینک منبع

خودشیفتگی : این روزها خیلی‌ها به «خودشیفتگی» دچارند؛ شما چطور!

[ad_1]

خودشیفتگی : این روزها خیلی‌ها به «خودشیفتگی» دچارند؛ شما چطور؟!
درست است که هر آدمی خودش را بیشتر از بقیه دوست دارد، اما در این بین بعضی‌ها آنقدر خودشان را دوست دارند که همه را اسیر و کلافه کرده‌اند.
خودشیفتگی یعنی عاشق خود بودن. عاشق چیزی یا کسی بودن طبیعی است ولی عاشق خود بودن کاملا نامتعارف است و اینجاست که اختلالی به نام «خودشیفتگی» مطرح می‌شود.
شاید این صفت را بارها در تعریف آدم‌هایی که زیاد از خودشان تعریف می‌کنند، شنیده باشیم. ولی خود شیفته‌ها علاوه بر عاشق خود بودن صفات دیگری هم دارند که آنها را از جمع متمایز و مشکلاتی را در روابط‌شان ایجاد می‌کند.
اختلال خودشیفتگی از واژه‌ای یونانی به نام نارسیستیک گرفته شده است. براساس یک افسانه یونانی روزی مرد بسیار زیبایی چهره خودش را در آب می‌بیند و عاشق آن می‌شود و در راه همین عشق، جان می‌سپارد.

به همین دلیل افراد مبتلا به نارسیستیک، کسانی هستند که بیش از حد خودشان را دوست دارند، اعتماد به نفس اغراق‌آمیزی نسبت به خود دارند، بیش از حد به خود احترام می‌گذارند و به طور کلی شیفته خود هستند. وانمود می‌کنند در زندگی پیشرفت‌های زیادی کرده‌اند، در حالی که در زندگی عادی‌شان خبری از این پیشرفت‌ها نیست. آنها براحتی با اطرافیانشان دوست نمی‌شوند و همدلی با کسی ندارند و حتی فرافکنی هم در آنها دیده می‌شود. در برابر انتقادهای دیگران بسیار ضعیف عمل می‌کنند و همیشه انتقاد دیگران را نوعی حسادت یا حمله از طرف آنها تلقی می‌کنند.

وقتی در جمعی حاضر می‌شوند، علاقه دارند مهمانان یا دوستان با آنها برخورد متمایزی داشته باشند. آنقدر مغرورند که همه چیز را مال خود می‎دانند، تحمل شنیدن «نه» را ندارند، خود را مستحق همه چیز می‌بینند و همیشه از دیگران توقع زیادی دارند.

یکی از ویژگی‌های اصلی افراد خودشیفته توجه زیاد به زیبایی است. آنها خیالپردازی‌هایی نسبت به زیبایی‌شان دارند، حس می‌کنند دیگران همیشه مجذوب آنها هستند و این رفتار را با حرکات نمایشی انجام می‌دهند. هیچ وقت از رفتار بدشان شرمنده نمی‌شوند و همیشه فکر می‌کنند دنیا به آنها بدهکار است، دوست داشتن و تنفرشان بسیار افراطی است اگر شرایط روحی‌شان مناسب باشد یک نفر را به عرش می‌رسانند و اگر از کسی خوششان نیاید او را می‌کوبند. مشغولیت ذهنی‌شان خودبزرگ بینی است و با این خصوصیات مشکلاتی را در خانواده به وجود می‌آورند. در مقابل، دیگران از این رفتارهای مبالغه‌آمیز ناراحت هستند و سعی می‌کنند از آنها فاصله بگیرند.

رفتار افراط‌گونه‌ ۶ تا ۹ ماهه
برای این‌ که متوجه شویم فردی دچار اختلال شخصیت خودشیفتگی‌ است باید دید کدام یک از این رفتارهای افراط‌گونه در او به صورت پایدار باقی است. مثل احساس عجیب و دیوانه‌واری که کسی نسبت به توانایی خود یا خیالپردازی نسبت به قدرت یا زیبایی‌اش دارد. موارد گفته شده باید ۶ تا ۹ ماه طول بکشد.

مردان، خودشیفته‌تر از زنان
اختلال خودشیفتگی معمولا بعد از ۱۸ سالگی شروع می‌شود و به نظر می‎رسد مردان بیشتر از زنان دچار اختلال خودشیفتگی می‌شوند. این افراد در جامعه حضور دارند، درس می‌خوانند یا کار می‌کنند ولی هیچ وقت ارتباط خوبی با دیگران ندارند، البته عکس این مورد هم صادق است. چون رفتارهای آنها خسته‌کننده و عذاب‌آور است، دیگران سعی می‎کنند کمتر باآنها در تماس باشند.
محیط؛ ریشه اختلال خودشیفتگی
محققان علت بروز چنین ویژگی شخصیتی‌ای را بیشتر ناشی از تجربیات دوران رشد هر فرد تلقی می‌کنند. یعنی احساس می‌کنند در روش تربیتی والدین مشکلی وجود داشته که کودک را به سمت خودشیفته شدن سوق داده است. شاید آنقدر به نیازهای عاطفی و رفتاری کودک پاسخ افراط گونه و نابه‌جا داده شده که ذهنیت او هم با همین پاسخ‌های نابه‌جا تغییر کرده است. یعنی در تربیت و آموزش، روابطی بسیار سهل‌گیرانه داشتند و هیچ باید و نبایدی در فرآیند آموزشی کودک قرار داده نشده است. به عبارتی کودک بیش از اندازه لوس بار آمده و همه نیازهایش براحتی تامین شده است و وقتی کوچک‌ترین رفتار مثبتی از کودک سر زده، بیشترین تشویق را دریافت کرده است.

اختلال شخصیتی خودشیفتگی برخلاف دیگر اختلال‌های روان‌شناختی وابسته به محیط است تا وابسته به ژنتیک انسان‌ها و همه رفتارهای کودک در فرآیند رشد او تجربه شده است. در زندگی عادی غیرممکن است همه رفتارهای یک فرد مورد تائید باشد در حالی که این کودکان از بدو تولد فقط تائید گرفته‌اند و اصلا با واژه انتقاد یا تنبیه آشنایی ندارند. این است که در بزرگسالی غیر از خودشان هیچ کس را قبول ندارند و در زندگی‌شان واقعیت وجود ندارد.

روش درمانی شناختی ـ رفتاری
بهترین روش درمان، روان‌درمانی فردی است. روش درمانی هم شناختی ـ رفتاری است. یعنی تصور و باور غلطی که نسبت به خود دارند را باید با جلسات مشاوره اصلاح کرد و تصویرسازی درست و منظمی از زندگی واقعی و رفتار واقعی به فرد القا کرد.
خانواده‌درمانی هم لازم است، چون این اختلال در فرزند ناشی از تربیت غلط حاکم بر خانواده است. حمایت بیش از اندازه و پاداش دادن غیرعادی به فرزندان باید اصلاح شود، از طرف دیگر آنها هم باید رفتارشان را اصلاح کنند تا بتوانند شخصیت تخریب شده فرزند را درست کنند.

این اختلال نیازی به دارو درمانی ندارد ولی معمولا با اضطراب و استرس در مبتلایان به اختلال شخصیتی خودشیفته همراه است. طرد شدن از جامعه و رفتار بد دیگران باعث انزوای آنها می‌شود، گاهی هم دچار افسردگی می‌شوند. در این مواقع تجویز داروهای ضداضطراب یا داروهای ضدافسردگی لازم می‌شود.

دکتر پرویز رزاقی/ روان‌شناس و مدرس دانشگاه

منبع خبر: http://ravannews.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/

[ad_2]

لینک منبع