خودشیفتگی : این روزها خیلی‌ها به «خودشیفتگی» دچارند؛ شما چطور!

[ad_1]

خودشیفتگی : این روزها خیلی‌ها به «خودشیفتگی» دچارند؛ شما چطور؟!
درست است که هر آدمی خودش را بیشتر از بقیه دوست دارد، اما در این بین بعضی‌ها آنقدر خودشان را دوست دارند که همه را اسیر و کلافه کرده‌اند.
خودشیفتگی یعنی عاشق خود بودن. عاشق چیزی یا کسی بودن طبیعی است ولی عاشق خود بودن کاملا نامتعارف است و اینجاست که اختلالی به نام «خودشیفتگی» مطرح می‌شود.
شاید این صفت را بارها در تعریف آدم‌هایی که زیاد از خودشان تعریف می‌کنند، شنیده باشیم. ولی خود شیفته‌ها علاوه بر عاشق خود بودن صفات دیگری هم دارند که آنها را از جمع متمایز و مشکلاتی را در روابط‌شان ایجاد می‌کند.
اختلال خودشیفتگی از واژه‌ای یونانی به نام نارسیستیک گرفته شده است. براساس یک افسانه یونانی روزی مرد بسیار زیبایی چهره خودش را در آب می‌بیند و عاشق آن می‌شود و در راه همین عشق، جان می‌سپارد.

به همین دلیل افراد مبتلا به نارسیستیک، کسانی هستند که بیش از حد خودشان را دوست دارند، اعتماد به نفس اغراق‌آمیزی نسبت به خود دارند، بیش از حد به خود احترام می‌گذارند و به طور کلی شیفته خود هستند. وانمود می‌کنند در زندگی پیشرفت‌های زیادی کرده‌اند، در حالی که در زندگی عادی‌شان خبری از این پیشرفت‌ها نیست. آنها براحتی با اطرافیانشان دوست نمی‌شوند و همدلی با کسی ندارند و حتی فرافکنی هم در آنها دیده می‌شود. در برابر انتقادهای دیگران بسیار ضعیف عمل می‌کنند و همیشه انتقاد دیگران را نوعی حسادت یا حمله از طرف آنها تلقی می‌کنند.

وقتی در جمعی حاضر می‌شوند، علاقه دارند مهمانان یا دوستان با آنها برخورد متمایزی داشته باشند. آنقدر مغرورند که همه چیز را مال خود می‎دانند، تحمل شنیدن «نه» را ندارند، خود را مستحق همه چیز می‌بینند و همیشه از دیگران توقع زیادی دارند.

یکی از ویژگی‌های اصلی افراد خودشیفته توجه زیاد به زیبایی است. آنها خیالپردازی‌هایی نسبت به زیبایی‌شان دارند، حس می‌کنند دیگران همیشه مجذوب آنها هستند و این رفتار را با حرکات نمایشی انجام می‌دهند. هیچ وقت از رفتار بدشان شرمنده نمی‌شوند و همیشه فکر می‌کنند دنیا به آنها بدهکار است، دوست داشتن و تنفرشان بسیار افراطی است اگر شرایط روحی‌شان مناسب باشد یک نفر را به عرش می‌رسانند و اگر از کسی خوششان نیاید او را می‌کوبند. مشغولیت ذهنی‌شان خودبزرگ بینی است و با این خصوصیات مشکلاتی را در خانواده به وجود می‌آورند. در مقابل، دیگران از این رفتارهای مبالغه‌آمیز ناراحت هستند و سعی می‌کنند از آنها فاصله بگیرند.

رفتار افراط‌گونه‌ ۶ تا ۹ ماهه
برای این‌ که متوجه شویم فردی دچار اختلال شخصیت خودشیفتگی‌ است باید دید کدام یک از این رفتارهای افراط‌گونه در او به صورت پایدار باقی است. مثل احساس عجیب و دیوانه‌واری که کسی نسبت به توانایی خود یا خیالپردازی نسبت به قدرت یا زیبایی‌اش دارد. موارد گفته شده باید ۶ تا ۹ ماه طول بکشد.

مردان، خودشیفته‌تر از زنان
اختلال خودشیفتگی معمولا بعد از ۱۸ سالگی شروع می‌شود و به نظر می‎رسد مردان بیشتر از زنان دچار اختلال خودشیفتگی می‌شوند. این افراد در جامعه حضور دارند، درس می‌خوانند یا کار می‌کنند ولی هیچ وقت ارتباط خوبی با دیگران ندارند، البته عکس این مورد هم صادق است. چون رفتارهای آنها خسته‌کننده و عذاب‌آور است، دیگران سعی می‎کنند کمتر باآنها در تماس باشند.
محیط؛ ریشه اختلال خودشیفتگی
محققان علت بروز چنین ویژگی شخصیتی‌ای را بیشتر ناشی از تجربیات دوران رشد هر فرد تلقی می‌کنند. یعنی احساس می‌کنند در روش تربیتی والدین مشکلی وجود داشته که کودک را به سمت خودشیفته شدن سوق داده است. شاید آنقدر به نیازهای عاطفی و رفتاری کودک پاسخ افراط گونه و نابه‌جا داده شده که ذهنیت او هم با همین پاسخ‌های نابه‌جا تغییر کرده است. یعنی در تربیت و آموزش، روابطی بسیار سهل‌گیرانه داشتند و هیچ باید و نبایدی در فرآیند آموزشی کودک قرار داده نشده است. به عبارتی کودک بیش از اندازه لوس بار آمده و همه نیازهایش براحتی تامین شده است و وقتی کوچک‌ترین رفتار مثبتی از کودک سر زده، بیشترین تشویق را دریافت کرده است.

اختلال شخصیتی خودشیفتگی برخلاف دیگر اختلال‌های روان‌شناختی وابسته به محیط است تا وابسته به ژنتیک انسان‌ها و همه رفتارهای کودک در فرآیند رشد او تجربه شده است. در زندگی عادی غیرممکن است همه رفتارهای یک فرد مورد تائید باشد در حالی که این کودکان از بدو تولد فقط تائید گرفته‌اند و اصلا با واژه انتقاد یا تنبیه آشنایی ندارند. این است که در بزرگسالی غیر از خودشان هیچ کس را قبول ندارند و در زندگی‌شان واقعیت وجود ندارد.

روش درمانی شناختی ـ رفتاری
بهترین روش درمان، روان‌درمانی فردی است. روش درمانی هم شناختی ـ رفتاری است. یعنی تصور و باور غلطی که نسبت به خود دارند را باید با جلسات مشاوره اصلاح کرد و تصویرسازی درست و منظمی از زندگی واقعی و رفتار واقعی به فرد القا کرد.
خانواده‌درمانی هم لازم است، چون این اختلال در فرزند ناشی از تربیت غلط حاکم بر خانواده است. حمایت بیش از اندازه و پاداش دادن غیرعادی به فرزندان باید اصلاح شود، از طرف دیگر آنها هم باید رفتارشان را اصلاح کنند تا بتوانند شخصیت تخریب شده فرزند را درست کنند.

این اختلال نیازی به دارو درمانی ندارد ولی معمولا با اضطراب و استرس در مبتلایان به اختلال شخصیتی خودشیفته همراه است. طرد شدن از جامعه و رفتار بد دیگران باعث انزوای آنها می‌شود، گاهی هم دچار افسردگی می‌شوند. در این مواقع تجویز داروهای ضداضطراب یا داروهای ضدافسردگی لازم می‌شود.

دکتر پرویز رزاقی/ روان‌شناس و مدرس دانشگاه

منبع خبر: http://ravannews.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/

[ad_2]

لینک منبع

To provide depression, try a digital therapist

[ad_1]

Apps typically ask users to enter information on their moods and behaviors, afterwards offer recommendation on problem elucidate and doing disastrous situations. Some, like Lantern, shown here, also offer entrance to therapists.

The World Health Organization estimates that some-more than 300 million people humour from clinical basin world-wide. But cost, time, stigma, stretch to travel, denunciation barriers and other factors forestall many from seeking help.

Now, a flourishing organisation of health-care providers are betting that technology—from web-based courses to mobile apps that send prompts around text—can assistance overpass that gap.

It competence seem surprising, given therapy, some-more than many other kinds of medicine, is so focused on a attribute between studious and therapist. But research, including a meta-analysis of studies involving internet-based cognitive behavioral therapy, or CBT, suggests that digital therapies protracted by coaches who are accessible by content or phone can be as effective as evidence-based normal therapy in treating some people with depression.

One study, saved by a National Institutes of Health and involving 99 patients with assuage depression, found that 90 of them finished a full eight-week march that enclosed entrance to a apartment of diagnosis apps and content support from coaches with during slightest a bachelor’s grade in psychology. On average, those who finished a march gifted a poignant diminution in symptoms of depression, with three-fourths assembly a criteria for full remission. On average, participants used a apps some-more than 195 times over dual months and interacted with a manager about twice a week.

Elsewhere, a study by a U.K. National Health Service, formed on 1.2 million referrals for basin and anxiety, showed that computerized CBT administered to people with basin yielded a liberation rate of 58.4%, compared with 53.9% for those undergoing several forms of in-person therapy.

Ricardo F. Muñoz,

a highbrow and owner of a Institute for International Internet Interventions for Health during Palo Alto University, who wasn’t concerned in a research, says that while patients with some-more serious basin competence be some-more expected to find in-person therapy, “the fact that most amiable or clinical basin can be successfully treated with computerized CBT is of note.”

Clinical psychologists put a initial digital interventions for basin online about 15 years ago, according to

Stephen Schueller,

an partner highbrow of surety medicine during Northwestern University and a member of Northwestern’s Center for Behavioral Intervention Technologies. “We fundamentally thought, if it works in a self-help book, it will work online,” he says. But what they found was that it was formidable to motivate patients with basin to rivet frequently with what were radically online PowerPoint presentations.

Over a past 5 years, online therapies have developed to embody mobile apps such as Joyable, Lantern and Ginger.io, that are some-more personalized and responsive. They typically ask users to enter information about their moods and behaviors, afterwards offer problem-solving suggestions, prompts to assistance patients retrain responses to disastrous situations, and daily health tips.

Dr. Schueller believes digital interventions need to continue elaborating with record to sojourn effective. “The destiny is perplexing to improved know how to make these apps and sites engaging,” he says. “That will embody clinical psychologists operative with experts in protracted reality, practical existence and gaming to rise mobile solutions that are truly novel.”

One such apparatus competence demeanour like Koko, an online messaging chatbot that uses a internet village to residence romantic distress. With Koko, a user puts in a disastrous thought, like ‘I’m stupid,’ and sends it out to other people who competence be operative by identical situations, Dr. Schueller says. “The throng creates responses, that go by a complement and come behind to we as a new message: ‘Maybe we didn’t destroy since you’re stupid, though maybe since we didn’t nap adequate or we didn’t investigate enough.’ ”

The thought is that a throng “can yield many opposite ideas that, when combined, competence furnish improved or some-more artistic solutions” than a therapist can, says Dr. Schueller, adding that Koko also uses appurtenance training to brand those in need of some-more proceed involvement or support.

Lynn Bufka,

associate executive executive of use investigate and routine during a American Psychological Association, says investigate has demonstrated that people can advantage from a operation of technology-enabled services. As such, she would like to see a some-more “stepped” proceed to mental-health caring for particular patients.

Stepped caring competence start with a brief in-person comment of a studious who shows signs of depression, so that therapists can brand any behavioral or health concerns, says Dr. Bufka, who believes that a tellurian should always be concerned during a commencement of a diagnosis process. “Then, depending on severity, we would yield any studious with a self-help book or entrance to web-based education. If that didn’t work, maybe we’d pierce to a computer-assisted intervention, and afterwards pierce toward in-person treatment,” possibly organisation or particular sessions, Dr. Bufka says. The stepped-care complement exists in a U.K., she says, where providers in a National Health Service brand patients with assuage basin and other problems and offer self-help or technology-enabled services. “I consider we’ll eventually see a multiple of opposite online interventions” for depression, she says.

Dr. Muñoz of Palo Alto University says he also believes that healing and surety services for basin could tumble on a continuum.

The plea for a open is meaningful that digital collection to trust, he says, indicating to PsyberGuide, a website headed by Dr. Schueller that uses a standardised rating complement to assistance consumers name products and apps for several mental-health conditions, as a good model.

Eventually, Dr. Muñoz envisions something he calls large open online interventions, where healing and surety services could be delivered probably to anyone in a world, in any language, during any time—ideally during no assign to users. The usually separator to entrance would be internet access. Once a record is built and some-more people use it, he says, a extrinsic cost of providing that involvement to one some-more chairman would gradually proceed zero.

He points to a investigate he conducted in that 15,170 smokers from around a universe participated in a giveaway online smoking-cessation module offering in English and Spanish. After 12 months, 3,479 users, or 23%, reported they had quit smoking; to assistance that many people quit regulating some-more common care, he says, health providers would have had to give nicotine rags to 17,395 smokers, during a cost of $3.65 million.

His program, that had been built with progressing investigate grants, cost a sum of $200,000 to say and publicize a website world-wide for 30 months.

“With a domestic will and across-the-board standards, we can give an involvement to anyone, even people who don’t have entrance to a mental-health hospital or antidepressants,” he says. “All they need is entrance to a smartphone with a information plan.”

Ms. Mitchell is a author in Chicago. Email her during reports@wsj.com.

Appeared in a Jun 26, 2017, imitation book as ‘To Treat Depression, Start With a Digital Therapist.’

منبع خبر: https://www.wsj.com/articles/to-treat-depression-try-a-digital-therapist-1498227092?mg=prod/accounts-wsj

[ad_2]

لینک منبع

سامانه ثبت نام در دوره ها، تورهای صنعتی و آموزشی و کنفرانس های بین المللیConfino

[ad_1]

سامانه ثبت نام در دوره ها، تورهای صنعتی و آموزشـی و کنفرانس های بین المللی Confino

 

در دنیای امروز، دانایی یکی از محور‌ها و شاخص‌های اصلی پیشرفت و تعالی هر جامعه به شمار می‌رود. سنجش سطح دانایی به میزان تولید و مصرف اطلاعات و گسترش دانایی به دسترسی سریع و آسان به منابع علمی موثق وابسته است. بنابراین، منبع اصلی تولید اطلاعات و دانش جدید در واقع حاصل فعالیت‌های پژوهشی است که انجام می‌گیرد. ارائه نتایج این فعالیت ها به شیوه های گوناگون در اختیار جامعه قرار می گیرد که کنفرانس های معتبر بین المللی نقش برجسته ای در این امر ایفا می کنند؛ ازاینرو یافتن کنفرانس های معتبر یکی از چالش های پیش روی اساتید و پژوهشگران محترم می باشد. در این حوزه سامانه Confino خدمات متنوعی را ارائه می دهد.

Confino سامانه ای در زمینه تسهیل ثبت نام و مشارکت در دوره ها، تورهای صنعتی و آموزشـی و کنفرانس های بین المللی می باشد که از تیمی مجرب، پژوهشگر و خلاق تشکیل شده است و وظیفه اصلی خود را کمک به پژوهشگران، اساتید، متخصصین و علاقه مندان به شرکت در کنفرانس های بین المللی معتبر می داند. Confino با توجه به استانداردها و معیارهای مقالات بین المللی، نسبت به پیش داوری رایگان مقالات شما با نهایت دقت و سرعت اقدام خواهد کرد و با تیم بسیار حرفه ای مقالات را ترجمه و ویرایش تخصصی می نماید.

از امکانات Confino می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • دریافت و پذیرش مقاله و ثبت نام در کنفرانس ها
  • خدمات پیش داوری (رایگان) جهت رفع ایرادات و نواقص احتمالی
  • ترجمه و ویرایش تخصصی مقالات
  • ثبت نام در دوره ها، تورهای صنعتی و آموزشـی و کنفرانس های بین المللی
  • پرداخت ارزی مربوط به رویدادهای بین المللی
  • مشاوره حرفه ای (رایگان) جهت تسهیل در فرایند سفر و اخذ ویزا

کارشناسان confino ، کنفرانس ها را از لحاظ اعتبار علمی و خوشنامی برگزار کننده بر اساس شاخص های بین المللی و معیار های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مورد ارزیابی و اعتبار سنجی قرار می دهند تا پژوهشگران و اساتید با آسایش خیال در رویداد های برتر بین المللی حضور و مشارکت داشته باشند .

برای کسب اطلاعات بیشتر و درخواست مشاوره به سایت www.confino.ir  مراجعه نمایید تا در سریع ترین زمان کارشناسان سامانه با شما تماس بگیرند.

آدرس سایت: www.confino.ir

[ad_2]

لینک منبع

Top health groups not consulted for republican health caring bill

[ad_1]

which upheld in a House, is now in a hands of 52 senators. But a Senate motionless to bypass a normal legislative process of hearings, testimony from experts and discuss in an bid to hoard a 50 votes indispensable to pass it. That isn’t sitting good with many Republican senators, who have been undone over a sealed and sly routine that’s being rubbed by a parsimonious organisation of 13 of their colleagues.

Health experts, too, contend they played roughly no partial in a origination of this health caring bill—a extreme depart from a past. TIME polled a organisation of vital health organizations and asked how many submit they have had in a origination of a AHCA.

The American Heart Association (AHA)

“We’ve had meetings for a consequence of carrying meetings,” says Sue Nelson, clamp boss of sovereign advocacy. “I don’t feel like a meetings I’ve been to on this legislation have been prolific operative sessions. We say, ‘This is what we consider is important,’ and they say, ‘Thank you.’”

Nelson says a AHA’s knowledge was unequivocally opposite when assisting to emanate a Affordable Care Act underneath President Obama. When she worked with Congress then, she recalls observant that coverage for people adult to age 26 was critical, given children innate with heart defects need medical caring by that time. While lawmakers balked during first, it was eventually enclosed as partial of Affordable Care Act. “People were listening and cared what we said,” she says. But Nelson says there has been small feedback on a comments a AHA sent on a House chronicle of a bill. “Now we feel like we are not unequivocally carrying a conversation.”

American Psychological Association and American Psychiatric Association (APA)

Related

“We have had roughly no reach-out to us during all,” says Doug Walter, partner executive executive of supervision family for use classification with a American Psychological Association. The usually ask came from Sen. Orrin Hatch in May, Walter says, who as authority of a parliament financial cabinet asked a APA for input. But though a breeze of a Senate bill, he says “we fundamentally had to conflict and contend ‘Don’t pass something like a House bill. It’s tough to yield submit when there is zero to work from.”

Their biggest regard is what will occur to mental health advantages that a organizations fought for and were successful in removing as partial of essential advantages underneath a Affordable Care Act. That meant that insurers had to embody coverage of mental illness and behavioral issues as partial of simple coverage. The detriment of Medicaid coverage for mental illness is also concerning; about 25% of all mental health coverage is supposing by Medicaid, says Walter.

“No one has requested a feedback on a AHCA, possibly before to a recover or after,” Dr. Saul Levin, CEO and medical executive during a American Psychiatric Association, wrote in an email response to TIME. “Any due legislation that affects so many Americans needs to be worked in public, not behind sealed doors.”

American Cancer Society Cancer Action Network

“It’s a unequivocally unusually surprising conditions how sealed this routine is,” says Dick Woodruff, comparison clamp boss for sovereign advocacy during a American Cancer Society Cancer Action Network. Years before ACA became a bill, he remembers senators holding roundtables with health caring groups, studious groups, Hill staff, curative attention representatives, employer and worker groups and anyone else who had an seductiveness in health caring reform. “I’ve spent my whole career operative on a Hill and don’t ever remember a check being this closed,” he says.

What worries cancer advocates is a rejecting of mandated coverage underneath ACA for pre-existing conditions. “I don’t consider many senators comprehend that there are 15 million cancer survivors vital today, any of whom would be deliberate as carrying a pre-existing condition and would be released from word coverage,” says Woodruff. “The positively misfortune thing a House check sustenance does is capacitate states to relinquish manners requiring states to sell word to people with pre-existing conditions. It would move behind underwriting on a basement of health status.”

The due cuts to Medicaid would also drastically impact a 2.3 million cancer patients who now rest on Medicaid for life-saving treatments. “I don’t consider [the senators] have any thought how vicious Medicaid is to not only cancer patients, though to people who need simple surety open health care,” he says.

While cancer groups can get meetings with Congressional staff, “even a comparison staff is unequivocally not partial of a process,” he says. “The Senate routine is being hold so tighten to a vest by only a few senators and staff that it doesn’t matter if we go adult and speak to staff, since they don’t know what is going on.”

American Academy of Pediatrics

About 37 million children in a U.S. rest on Medicaid, and a scarcely $900 billion in cuts to a module due in a House check would have durability effects on a country, says Mark Del Monte, arch emissary and comparison clamp boss of advocacy and outmost affairs during a AAP. “The due cuts to Medicaid flog a legs out from underneath a module that is executive to a health of 37 million children,” he says.

As with other groups, Del Monte says a AAP has not been a vital writer to a Republican bill. “We had no suggestive event to speak to House leadership, Senate leadership, or committees of jurisdiction,” he says. “The imagination of a AAP and a members have not been requested in this process.”

The due cuts to Medicaid could adversely impact a health of a nation in entrance years, he says. “When children have health word of any kind—public or private—we know they skip fewer propagandize days due to illness and injury,” Del Monte says. “They do improved in propagandize and are some-more expected to connoisseur from high propagandize and attend college. They have a healthier adulthood, acquire aloft salary and compensate some-more in taxes. For each reason, assuring that each child in a U.S. has high-quality medical from prenatal caring by immature adulthood creates clarity not only for a particular child, though for a country. It’s a best investment we can make.”

منبع خبر: http://time.com/4826768/health-care-bill-groups-consulted/

[ad_2]

لینک منبع

۹ رفتاری که رهبران موفق روزانه انجام می‌دهند و بیشتر از حرف و سخن نتیجه بخش‌است

[ad_1]

رهبری یک ادعا و عنوان نیست بلکه تمایلی است برای مسئولیت‌پذیری، اعتبار گذاشتن و پشتیبانی کردن.

آیا این به خاطر برچسب اسمی است که روی سینه دارند که با افتخار «مدیر» را معرفی می‌کند؟ آیا آنها موسس یک شرکت تازه‌کار هستند؟ یک سرپرست؟ سیاست مدار؟ سرمربی تیم بیس‌بال؟

اگر متوجه موضوع شده باشید این‌ها همه عناوین و القاب بودند.

همان‌طور که اریک شنینگر عضو ارشد مرکز بین‌المللی مدیریت در تحصیلات به خوبی در «هافینگتون پست» می‌نویسد «یک عنوان به طور خودکار کسی را به رهبر و مدیر تدهین نمی‌کند. رهبری از مجموعه‌ پویایی از رفتارها، طرز فکر، مهارت‌ها تشکیل شده است که به کار می‌رود تا برای بهتر شدن سازمان، افراد را به سمتی حرکت دهد که مدیر می‌خواهد.»

به عبارت دیگر این رفتار است که شخص را تبدیل به رهبر می‌کند و نه عنوان و لقب. چه رفتاری؟ خوب در اینجا نه رفتاری را که رهبران موفق هرروز انجام می‌دهند می‌خوانید.

۱.به طور واضح دیدگاه و انتظارات خود را انتقال می‌دهند.

رهبران معروف‌اند به این که خیلی خوب ارتباط برقرار می‌کنند و نظرات خود را انتقال می‌دهند. زیرا این یک ضرورت است. غیر از این چطور می‌توانند دیگران را با دیدگاه خود همسو کنند و مراحل لازم را برای دستیابی به آن دیدگاه توضیح دهند؟

رهبران باید قابل اعتماد و معتبر باشند به این معنا که آنها می‌دانند که هستند و ارزش‌های آنها چیست، همچنین چه برنامه‌هایی برای آینده دارند. در میان گذاشتن اهداف هیجان‌انگیز شما برای آینده باعث می‌شود تیم شما دیدگاه‌تان را بپذیرد و با شما همکاری کند. اما شما همچنین باید به طور واضح انتظارات عملکردی خود را توضیح دهید تا آنها بتوانند تصویر بزرگتری از اهداف آتی به دست آورند.

بیشتر انتظارات عملکردی شامل این‌ها هستند:

  • روند برنامه‌ریزی راهبردی که سمت و سو و اهداف را تعیین می‌کند.
  • یک راهبرد ارتباطی که اعضای گروه را از جایگاه‌شان در تصویر بزرگتر مطلع می‌سازد.
  • روندی برای هدف‌گذاری، ارزیابی و پاسخگویی.
  • پشتیانی سازمانی.

۲.تصمیم های بسیار سریع می‌گیرند.

هری ترومن در سخنرانی تودیع خود گفت «رئیس – هرکسی که هست—باید تصمیم بگیرد. نمی‌تواند از تصمیم‌گیری شانه خالی کند. هیچ کس دیگری نمی‌تواند به جای او تصمیم بگیرد. این شغل اوست.»

همچنین این ویژگی رهبران موفق است نه فقط رؤسا. رهبران به تصمیم‌گیرنده عالی بودن مشهورند.

ویژگی مشهود دیگر آنها این است که به طرزی باورنکردنی سریع تصمیم می‌گیرند. چقدر سریع؟ برخی می‌گویند آنها می‌توانند به شکلی سرسام‌آور ۳۰ تصمیم در ۳۰ دقیقه بگیرند. اما چطور آنها قادرند این تصمیم‌های خوب را به این سرعت بگیرند؟

نیک تیسلر مدیر عامل شرکت «پالس» و مولف کتاب « دومینو: ساده‌ترین راه برای تغییر» می‌نویسد تصمیم‌گیری سریع به واسطه یک «قالب دانستن-فکر کردن-انجام دادن» صورت می‌گیرد:

  • دانستن هدف راهبردی نهایی همان چیزی که بیشترین تاثیر را خواهد داشت.
  • تفکر منطقی درباره این که چطور گزینه‌های شما با هدف نهایی‌تان همسو می‌شود.
  • با توجه به دانش و اندیشه‌های خود کنشگرانه رفتار کنید.

۳.توجه را به دیگران جلب می‌کنند.

رهبران به ندرت خود را در مرکز توجه قرار می‌دهند. آنها تایید و قدردانی خود را از سخت‌کوشی، فداکاری، موفقیت و حتی دیگر تلاش‌های مدیریتی اعضای گروه از طریق خبرنامه، جلسه‌های هفتگی، رسانه جمعی یا مراسم اهداء جوایز نشان می‌دهند.

آنها همچنین از بقیه می‌خواهند نظرات‌شان را در میان بگذارند و صحبت کنند تا دیدگاه‌ها و نظرات آنها نیز شنیده شود.

۴.خود را در آخر قرار می‌دهند.

سایمون سینک در مقاله « رهبران آخر از همه غذا می‌خورند: چرا برخی تیم‌ها همکاری دارند و برخی دیگر خیر» می‌نویسد «رهبران کسانی هستند که مایلند به خاطر ما از چیزی صرف‌نظر کنند، از زمان، انرژی، پول خود و شاید حتی از غذای داخل بشقاب‌شان. وقتی مسئله‌ای باشد رهبران آخر از همه غذا می‌خورند.» سینک این مسئله را در نیروی دریایی دیده بود که افراد دون‌پایه اول غذا می‌خورند و افراد ارشد آخر از همه. این یک قانون نیست بلکه نشانگر مسئولیت‌پذیری رهبر در قبال سایرین است.

خلاصه این که رهبران همواره دیگران را در اولویت قرار می‌دهند- حتی اگر مجبور شوند فداکاری کنند.

۵.مسئولیت کامل را می‌پذیرند و اعتبار خود را به اشتراک می‌گذارند.

رهبران موفق وقتی چیزی طبق برنامه پیش نمی‌رود بهانه نمی‌آورند یا تیم خود را جلو نمی‌اندازند. آنها کارمندان خود را در مقابل همه شرمنده نمی‌سازند. آنها مسئولیت کامل و تقصیر را می‌پذیرند. اگر دریابند که از یکی از اعضای گروه خطایی سر زده با آن شخص به طور خصوصی صحبت می‌کنند.

همچنین وقتی همه چیز طبق برنامه پیش می‌رود یا از انتظارات فراتر رفته است آنها تمام موفقیت را از آن خود نمی‌دانند بلکه خود را با گروهی که شانه به شانه با او کار کرده اند در این موفقیت شریک می‌دانند. نکته سوم را به خاطر دارید آنها توجه را به دیگران جلب می‌کنند.

۶.افراد را مشتاق نگاه می‌دارند.

یکی از جالب‌ترین ویژگی‌هایی که رهبران موفق دارند این است که قادرند نقاط ضعف و قوت خود و گروه‌شان را شناسایی کنند. رهبران عالی به جای این که این نقاط ضعف و قوت را مایه شکست یا خودپسندی بسازند، محیط را برای تشویق کردن و به چالش کشیدن گروه پرورش می‌دهند تا فضا برای رشد و یادگیری شخصی و حرفه‌ای وجود داشته باشد.

رهبران متوجه هستند که برای رشد تیم، یادگیری مهارت‌های جدید و تقویت مهارت‌های کنونی ضروری است و از هیچ کاری در این جهت دریغ نمی‌کنند، خواه آوردن مربی یوگا باشد یا پرداختن هزینه حضور در کارگاه یا یادگیری فناوری جدید که فرایندها را پربازده‌تر می‌سازد.

۷.روی «چگونه» و «چرا» تمرکز می‌کنند.

رهبران موثر روی اعداد تمرکز نمی‌کنند یا روی این که «چه» کارهایی به سرانجام رسیده است. عالی است که شما به تازگی کار چهار مشتری جدید را به اتمام رسانده‌اید. اما کار آنها «چطور» انجام شد؟ اعضای خاص گروه شما چه نقشی در این موفقیت بازی کردند؟ رهبران موفق وقتی به یکی از اعضای گروه به خاطر کارش تبریک می‌گویند توضیح می‌دهند که «چرا» کارش خوب بوده است.

توجه به «چگونگی» و «چرایی» کیفیتِ شخصیتی مثبت را رشد می‌دهد و به علاوه شناخت عمیق‌تری را فراهم می‌سازد. همچنین این کار به رهبر و گروه امکان می‌دهد بدانند چه کاری بهتر است انجام شود تا دوباره آن را تکرار کنند.

۸.ریسک می‌کنند البته نه بی‌پروا.

هر کاری که ارزش انجام دادن دارد ریسک هم دارد. همان طور که رین گرتزکی یک بار گفت «شما ۱۰۰ درصد ریسک‌هایی را که نمی‌کنید از دست می‌دهید.»

موضوع این است. رهبران موفق فقط ریسک نمی‌کنند. آنها با حساب و کتاب ریسک می‌کنند. آنها متوجه اهمیت ریسک کردن هستند و مایلند کارهای جدید را امتحان کنند حتی اگر شکست بخورند. اما آینده همکاران خود را به خطر نمی‌اندازند.

آنها از دانش، مهارت، منابع کنونی و شهود خود استفاده می‌کنند تا ارزیابی کنند که کاری ارزش ریسک کردن دارد یا خیر.

۹.رهبران الگوی بقیه هستند.

حرفی کلیشه‌ای است، نه؟ قطعاً. اما به این معنی نیست که حرف درستی نیست.

عالی‌ترین رهبران کسانی هستند که «به حرف خود عمل می‌کنند.» آنها بعد از این که همه رفتند شرکت را ترک می‌کنند. آنها غیبت نمی‌کنند و با دیگران از موضع بالا و با تحقیر صحبت نمی‌کنند. کار شخص دیگری را خراب نمی‌کنند. معامله‌های مشکوک نمی‌کنند.

آنها سخت‌کوش، قابل‌اعتماد، شفاف، اخلاق‌گرا هستند و با همه با احترام رفتار می‌کنند. برای اعتماد سازی و به دست آوردن احترام، خود الگوی بقیه می‌شوند.

                                                                                                                                                                                                              ” John Rampton “

[ad_2]

لینک منبع

اخبار روزانه اجلاس ۳۵۰۰ نفری ستارگان کسب و کار ایران

[ad_1]

۹ خرداد ۱۳۹۶

 ∇Δ با استقبال بی نظیر دانشجویان قدیمی ثروت آفرینان، ظرفیت بخش های B ،C و F  در مدت ۳ روز تکمیل شد.تا دیر نشده شما هم اقدام کنید!

 

۶ خرداد ۱۳۹۶

∇Δ جلسه کمیته علمی با مدیریت آقای بهروز فروتن در نیاوران برگزار شد.

 

فروتن,بهروز,ثروت آفرینان,ستاره های کسب و کار

 

۳ خرداد ۱۳۹۶

∇Δ امروز برای دومین بار اعضا کمیته اجرایی مراسم از محل برگزاری اجلاس بازدید کردن و بصورت ویژه نور پردازی سالن رو بررسی کردن.

اجلاس ستاره ها,سالن وزارت کشور,ثروت آفرینان

 

اجلاس ستاره ها,سالن وزارت کشور,ثروت آفرینان

 

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

Δ دومین جلسه کمیته تبلیغات با حضور اعضا اصلی اتاق فکر تشکیل شد.در این جلسه که حدودا ۴ ساعت ادامه داشت، به بررسی پوسترهای پیشنهادی و همچنین طرح های پیشنهادشده برای دکور مراسم پرداخته شد.با توجه به حضور طیف وسیعی از مدیران،کارآفرینان و مسئولان مملکتی در این برنامه، دکور محل اجرا حساسیت خاصی یافته است.

 

استارها, 

∇Δ از امروز میخوایم شما رو در جریان جزئیات پیشرفت کارهای اجلاس ملی کسب و کار قرار بدیم.

 

[ad_2]

لینک منبع

تا وقتی به استقلال مالی نرسیده اید در تصمیم گیری هایتان آزاد نخواهید بود.

[ad_1]

همه می‌دانیم که باید بیشتر پس‌انداز کرده و سرمایه‌گذاری کنیم. پس چرا این کار را انجام نمی‌دهیم؟ چه چیزی باعث عقب ماندن ما می‌شود؟

بیایید با پذیرش این موضوع شروع کنیم که بشر همواره منطقی عمل نمی‌کند. بعضی از ما پول‌مان را صرف بلیط‌های بخت‌آزمایی می‌کنیم اگر چه می‌دانیم احتمال برد بانکِ آن ۱ از ۱۷۵ میلیون است و این در حالی است که احتمال این که صاعقه به ما بخورد ۲۵۱ بار بیشتر است. در حقیقت این آماری است که باعث می‌شود مخ‌تان سوت بکشد: هر خانوار آمریکایی به طور متوسط ۱۰۰۰ دلار در سال خرج بخت‌آزمایی می‌کند. وقتی این موضوع را از دوست‌ام «شلومو بنارتسی» ـ استاد نام‌آور دارایی‌شناسی رفتاری در دانشگاه کالیفرنیای لس‌آنجلس شنیدم اولین واکنش‌ام این بود : «امکان ندارد!» در واقع من در سمیناری بودم و از حاضرین پرسیدم چند نفر تا حالا یک بلیط بخت‌آزمایی خریده‌اند. در سالنی که ۵۰۰۰ نفر حاضر بودندکمتر از ۵۰ نفر دست بلند کردند. اگر فقط از هر ۵۰۰۰ نفر ۵۰ تای آن‌ها این کار را انجام می‌دهند و متوسط آن ۱۰۰۰ دلار است پس افراد بسیار بیشتری بلیط بخت‌آزمایی می‌خرند. اتفاقاً رکورد بخت‌آزمایی را سنگاپور در دست دارد. هر خانوار در سنگاپور به طور متوسط ۴۰۰۰ دلار در سال صرف این کار می‌کند. آیا به این فکر کرده‌اید که اگر ۱۰۰۰، ۲۰۰۰، ۳۰۰۰ یا ۴۰۰۰ دلار کنار گذاشته و در طی زمان روی آن پول بگذارید ارزش آن چقدر خواهد شد؟ در فصل بعد درخواهید یافت که چه پول اندکی لازم است تا در بازنشستگی نیم میلیون تا یک میلیون یا حتی بیشتر پس‌انداز داشته باشید بدون آن که لازم باشد برای مدیریت کردن آن وقت بگذرانید.

خوب بیایید برگردیم به علم اقتصاد رفتاری و ببینیم که می‌توانیم چند ترفند کوچک پیدا کنیم که تفاوت میان فقر و ثروت را روشن ‌کند. علم اقتصاد رفتاری می‌کوشد دریابد چرا ما اشتباهات مالی می‌کنیم و چگونه می‌توانیم حتی بدون آگاهی هشیارانه آن‌ها را اصلاح کنیم. خیلی جالب است، نه؟

«دن اَریلی» استاد شناخته شدۀ علم اقتصاد رفتاری در دانشگاه «دوک» به مطالعۀ این موضوع می‌پردازد که چگونه ذهن ما معمولاً ما را فریب می‌دهد. ما آدم‌ها در طی تکامل‌ خود به دیدمان اتکا می‌کردیم. بخش بزرگی از مغز ما به بینایی اختصاص دارد. اما تا چه حد چشم‌های ما فریب‌مان می‌دهند؟ به دو میز زیر نگاهی بیندازید.

اگر از شما بپرسم کدام میز بلندتر است، آن که باریک‌تر و در سمت چپ قرار دارد یا آن که پهن‌تر است و در سمت راست قرار دارد، اکثر افراد به طور طبیعی میز سمت چپ را انتخاب می‌کنند. اگر شما هم یکی از آنها هستید در اشتباه‌اید. طول هر دو میز دقیقاً یکسان است (بفرمایید، اگر باور نمی‌کنید اندازه بزنید). خوب بگذارید دوباره امتحان کنیم.

این بار کدام میز درازتر است؟ شرط نمی‌بندید که میز سمت چپ درازتر است؟ جواب را می‌دانید اما هنوز ذهن‌تان شما را گول‌ می‌زند. هنوز میز سمت چپ بلندتر به نظر می‌رسد. چشم‌های شما با مغزتان هماهنگ نیست. اَریلی در طی یک مکالمه به یادماندنی از طریق «تد تاک» گفت: « دریافت درونی‌مان ما را به شکلی تکراری، قابل پیش‌بینی و مدوام فریب می‌دهد و تقریباً هیچ کاری در این مورد نمی‌توانیم انجام دهیم.»

بنابراین وقتی ما در بینایی‌مان که در مقام نظر در آن حیطه کامل داریم چنین اشتباهاتی می‌کنیم، احتمال این که در بخش‌های دیگری که چندان هم در آن احاطه نداریم اشتباهات بیشتری کنیم، چقدر است؟ برای مثال در تصمیمات مالی. چه فکر کنیم تصمیمات مالی خوب یا بدی می‌گیریم چه فکر نکنیم در هر حال تصور می‌کنیم تصمیماتی که خود می‌گیریم ما را کنترل می‌کند. علم می‌گوید این‌طور نیست.

«اَریلی» بعداً در یک مصاحبه به من گفت درست مانند توهم‌های بصری که مستعد آن هستیم بسیاری از اشتباهات در تصمیم‌گیری ناشی از «توهمات ذهنی» است. برای نمونه: اگر شما قصد داشتید فردا وارد اداره محلی «وسایل نقلیه» شوید و از شما در برگه‌ای می‌پرسیدند «آیا می‌خواهید اعضای بدن‌تان را اهدا کنید؟» فکر می‌کنید چه می‌گفتید؟ بعضی‌ها فوراً می‌گویند بله و خود را فداکار و شرافتمند می‌پندارند. بقیه ممکن است مکث کنند یا از جواب دادن سرباز بزنند یا به خاطر شوک‌آور بودن سوأل بهت‌زده شوند و از آن رد شوند. یا ممکن است شما فوراً جواب دهید و بگویید نیاز به زمان دارید تا در این مورد فکر کنید. در هر صورت تصور می‌کنید تصمیم شما براساس اراده و اختیار شماست. شما یک فرد بزرگسال کاردان و توانا هستید و صلاحیت دارید تصمیم بگیرید که اعضای بدن خود را برای نجات جان یک نفر اهدا کنید یا خیر.

اما حقیقت این است: بخش بسیاری از این تصمیم به این بستگی دارد که کجا زندگی می‌کنید. اگر در آلمان هستید احتمال این که اعضایتان را اهدا کنید یک از هشت است_ در حدود ۱۲% از جمعیت این کار را انجام می‌دهند. در حالی که در اتریش همسایه دیوار به دیوار آلمان  ۹۹% مردم اعضایشان را اهدا می‌کنند. در سوئد ۸۹% اهدا می‌کنند اما در دانمارک این میزان تنها ۴% است. به چه نتیجه‌ای می‌رسید؟ چرا این همه ناهماهنگی؟

موضوع ممکن است مذهب باشد یا عاملِ ترس؟ آیا به فرهنگ بستگی دارد؟ به نظر می‌رسد پاسخ هیچ یک از این‌ها نیست. ناهماهنگی زیاد در میزان اهدا عضو قطعاً هیچ ارتباطی با شما به طور شخصی یا میراث فرهنگی‌تان ندارد. بلکه تمام آن به شیوه نگارش و کلمات به کار رفته در برگۀ اداره وسایل نقلیه مربوط است.

در کشورهایی که کمترین میزان اهدا عضو را دارند مانند دانمارک مربع کوچکی وجود دارد که می‌گوید، «اگر می‌خواهید در برنامه اهدا عضو شرکت کنید اینجا را تیک بزنید.» در کشورهایی با میزان زیاد اهدا عضو مانند سوئد در برگه نوشته شده است، «اگر نمی‌خواهید در برنامه اهدا عضو شرکت کنید اینجا را تیک بزنید.»

راز همین است! هیچ کس دوست ندارد که مربع‌ها را تیک بزند. موضوع این نیست که ما نمی‌خواهیم اعضایمان  را اهدا کنیم. همین یک خرده رخوت باعث تمام این تفاوت‌ها در جهان می‌شود!

اگر مسئله‌ای خیلی سخت باشد ما معمولا خشکمان می‌زند و دست به هیچ کاری نمی‌زنیم. یا همان کاری را انجام می‌دهیم که دیگران برای ما تصمیم گرفته‌اند. این تقصیر ما نیست. ما این گونه ساخته شده‌ایم. مسئله اهدا عضو مسئله‌ای نیست که مردم به آن اهمیت نمی‌دهند، بلکه مسئله‌ای است که مردم خیلی زیاد به آن اهمیت می‌دهند. این تصمیم دشوار و پیچیده است و اکثر ما نمی‌دانیم چه باید بکنیم.

اَریلی می‌گوید، « و چون نمی‌دانیم چه باید بکنیم تنها به همان چیزی که برایمان انتخاب شده است می‌چسبیم.»

همین احساس سستی و رخوت یا انتخاب آنچه برایمان تعیین شده است به توضیح این مطلب کمک می‌کند که چرا تنها یک سوم کارگران امریکایی از برنامه‌های بازنشستگی موجود بهره می‌برند. همچنین مشخص می‌شود که چرا تنها تعداد بسیار کمی از ما برای آینده‌مان برنامه اقتصادی داریم. به نظر پیچیده می‌آید. ما نمی‌دانیم چه باید بکنیم پس فوراً تصمیم می‌گیریم یا اصلاً هیچ کاری نمی‌کنیم.

اَریلی به من گفت وقتی صحبت از جهان فیزیکی می‌شود ما متوجه محدودیت‌هایمان هستیم و در پیرامون آنها شروع به ساختن می‌کنیم. ما از پله، سکو و آسانسور استفاده می‌کنیم. وی می‌گوید « اما به دلایلی وقتی چیزهایی مانند خدمات درمانی، بازنشستگی و بازار سهام را طراحی می‌کنیم به نحوی فراموش می‌کنیم که محدودیم.»

من فکر می‌کنم اگر ما محدودیت‌های ذهنی‌مان را به همان روشی که محدودیت‌های جسمی‌مان را درک می‌کنیم می‌پذیرفتیم، اگر چه محدودیت‌های ذهنی به همان روشنی رو در‌ روی‌ ما نیستند، می‌توانستیم جهان بهتری را طراحی کنیم.»

یادتان هست «ری دالیو» در مورد رفتن به جنگل چه گفت. اولین چیزی که از خودش پرسید این بود که « من چه چیزی را نمی‌دانم؟» اگر شما محدودیت‌هایتان را بشناسید می‌توانید خود را تطبیق داده و موفق شوید. اگر آنها را نمی‌شناسید آسیب خواهید دید.

هدف من در این کتاب این است که مردم را از خواب بیدار کنم و به آنها دانش و ابزارهایی را بدهم که فوراً کنترل معیشت اقتصادی‌شان را به دست بگیرند. پس برنامه‌ای را ساخته‌ام که شما را فریب نخواهد داد زیرا بسیار پیچیده، بسیار سخت و زمان اجرای آن فشرده است. چرا؟ چون همان طور که در برگه‌های اداره وسایل نقلیه دیدیم، پیچیدگی دشمنِ اجرا است. به همین دلیل است که من این برنامه را به ۷ گام ساده تقسیم‌بندی کرده‌ام و یک نرم‌افزار جدید تلفن هوشمند ایجاد کرده‌ام که کاملاً رایگان است تا شما را درطی این مراحل راهنمایی کنم. می‌توانید همین حالا با رفتن به سایت www.tonyrobbins.com/masterthegame آن را دانلود کنید. شما می‌توانید روند پیشرفت‌تان را در طی مراحل تیک بزنید و پیروزی‌هایتان را در طول مسیر جشن بگیرید. این نرم‌افزار شما را پشتیبانی می‌کند، به پرسش‌هایتان پاسخ می‌دهد و وقتی به تشویق نیاز دارید شما را به جلو رفتن ترغیب می‌کند. چرا که شما قرار است هیجان‌زده شوید و بهترین نیت‌ها را داشته باشید و بعد قدری حواسپرتی یا هجوم ناگهانی سستی و رخوت ممکن است شما را از هدف دور کند. این سیستمِ خودکار طراحی شده است تا از این‌ها جلوگیری کند. حدس بزنید چه می‌شود؟  زمانی که به آخر کار می‌رسید، واقعا به آخر کار می‌رسید. بعد از این که برنامه‌تان در جای خودش قرار گرفت تنها کافی است که یک ساعت یا بیشتر، یکبار یا دوبار در سال صرف کنید تا مطمئن شوید طبق روال پیش می‌روید. بنابراین هیچ بهانه‌ای پذیرفته نیست که در مسیر باقی نمانید تا به امنیت، استقلال و آزادی مالی در تمام طول عمر برسید و زمان کافی برای لذت بردن از چیزهایی که واقعاً برای‌تان اهمیت‌ دارد داشته باشید!

بخشی از کتاب( پول:۷قدم تا آزادی مالی ) اثر آنتونی رابینز

 

[ad_2]

لینک منبع

نه چیز که من از گفتگو با نه میلیونر آموختم  

[ad_1]

 

وقتی من شروع به مصاحبه با رهبران کارآفرین برای برنامه صوتی الهام بخش خودم کردم، تصور نمی کردم این گفتگو میتواند سرمنشا خوبی های بسیار در زندگی من بشود. فرصتی که به من داده شد تا بتوانم با تعدادی از موفق ترین افراد گفتگو کنم، الهاماتی که در هیچ جای دیگری قادر به جذب آنها نبودم.

در میان گفتگوی ما، من قادر به گرفتن دسترسی خصوصی با بعضی از اسرار و توصیه ها شدم. چه چیزی باعث ایجاد انگیزه در آنها بود، چه چیزی به آنها کمک کرده بود تا امروزشان را بسازند.

دراینجا شما را با نه مورد از بهترین دروس موفقیت که از آنها آموختم آشنا میکنم.

  • شخصیت شما نتیجه نشست و برخاست با ۵ نفر از کسانی است که بیشترین زمان را با آنها سپری می کنید.

مادر من همیشه به من این جمله را یادآوری میکرد که ” به من بگو دوستانت چه کسانی هستند و من به تو خواهم گفت که تو چه کسی هستی” و او درست می گفت. زیرا میلیونرها تاکید دارند بر این جمله که خودتان را با میلیونر ها محصور کنید تا میلیونر شوید.

اگر ما واقعا کسی هستیم که نتیجه بیشترین زمان همنشینی با دوستانمان می شویم این خیلی مهم است که با چه گروهی خودمان را محصور می کنیم. افراد موفق همیشه برای هر رویدادی با هم در ارتباط هستند، گروه های فعال تشکیل میدهند و در نشست هایشان شرکت میکنند.

  • پول به خودی خود قادر به شاد کردن شما نیست.

اما پول می تواند امکان خرید آزادی برای انجام کارهایی که باعث شادی شما می شوند را فراهم کند. شادی های ماندگار از حاصل از گذراندن وقت و روز خود در حرفه ای که عاشقش هستید و به خاطر داشتن آن شکرگزارید به وجود می آید.

من افراد ثروتمندی را ملاقات کرده ام که کاملا ناراحتند و افراد فقیری جهان سومی را که مردمانی شاد و سرخوشند و من با آنها مواجه شده ام. واقعیت این است که این کاملا امکان پذیر است که از همین الان شاد باشید و شاد زندگی کنید.اگر تنها ۲۰ دلار یا ۲۰ میلیون دلار دارید، تفاوتی ندارد. با شکرگزار بودن به خاطر آنچه که اکنون دارید، به خاطر این که زنده اید و این که همین امروز را در اختیار دارید و به دورنمای بهتری نگاه می کنید.

  • این مهم نیست که هدف شما چیست. مهم این است که شما کسی هستید که قادرید تا به هدف خود برسید

این جمله از تونی رابینز بزرگ نشان می دهد که او درباره چه چیزی سخن می گوید.

بیشتر میلیونرها به شما می گویند که نباید به فکر تولید پول بیشتر بود. بلکه باید به فکر رشد شخصیت بود، رشد کسب و کارتان تا جایی که ظرفیت دارد و این کار پول خلق می کند. طول سفر زندگی مهمتر از رسیدن به مقصد آن است.

به محض آنکه شما به هدف خود برسید سوال این می شود که حالا چه باید کرد؟ پاسخ به این سوال خیلی مهم است زیرا برای لذت بردن از زندگی و شکرگزار بودن از آن ، باید برای آنچه که پدید می آید و چیزی که شما به آن دست خواهید یافت دلیلی داشت.

  • یک مشاور و مربی داشته باشید و اینطور می توانید رشد کنید.

اگر از اغلب افراد موفق بخواهید آنها خواهند گفت که یک مشاور و مربی داشته اند در زمانی که به اهدافشان رسیده اند

کسی را بیابید که قبولش دارید و او را تحسین می کنید. به دنبال کسی باشید که میخواهید مانند او بشوید و از آنها بخواهید تا شما را راهنمایی کنند و کمک کنند به شما که بتوانید خودتان را اصلاح کنید و همانی بشوید که می خواهید. با توصیه ها و اندرزهای آنها، بهترین اصول را آموزش خواهید دید، به چالش کشیده خواهید شد و با بهتر شدنتان، آماده می شوید برای موفق شدن.

  • عاشق آموختن باشید.

هر کارآفرین و فرد موفقی که من با او ملاقات کرده ام یک خصوصیت مشترک داشتند و آن این بود که در طول عمر خود همواره آماده آموختن مطلب جدید بودند. آنها فهمیده اند که بسیار مهم است که به طور مداوم آموخته های خودرا بهبود ببخشند و رشد دائمی داشته باشند.

افرادی که خودشان از طریق کتابها، دوره های آموزشی آنلاین، سمینارها و … به دنبال آموختن بوده اند. آنها همیشه مهارتهای جدید آموخته اند و اینگونه باعث شده اند که هرگز متوقف نشوند.

  • دو یا سه یا چهار منبع درآمد داشتن بهتر از یک منبع درآمد است.

میلیونرها می دانند چگونه پولشان و منابع کاریشان در چه کاری بگذارند تا به آنها سود مناسب بدهد. و اغلب همه آنها حداقل دو یا بیشتر از دو منبع درآمد برای خود دارند. سرمایه گذاری در حوزه های مالی، املاک، شراکت و سرمایه گذاری های سالم.

هنگامی که چندین منبع درآمدی مختلف داشته باشید باعث می شود تا سرمایه شما رشد کند، آنها بر روی یک شیوه درآمدزایی تمرکز میکنند و برای سایر موارد درآمدی وقت و انرژی کمتری می گذارند و فقط از آن بهره می برند.

  • از باشگاه ورزشی متنفرید؟ خوب است.بیاموزید که از آن کمتر متنفر باشید.

تقریبا با هر میلیونری که من مصاحبه کرده ام دارای نوعی از روال تمرین دقیق و سخت روزانه بوده است. وزنه برداری، مارتون و ورزشهای سه گانه و دویدن. آنها افراد برگزیده شغل و کسب و کارشان و همچنین باشگاه های ورزشی شان هستند.

یک رابطه بین شکستن موانع در تناسب اندام و شکستن آنها در کسب و کار، در ذهن شما وجود دارد. هردوی آنها درباره قدرت و اعتماد به نفس، نظم و تعهد به انجام امور هستند. افراد ضعیف قادر به انجام این کار نیستند بنابراین بر روی تناسب اندامتان کار کنید دیگران کمتر دلهره آور خواهند بود.

من هرگز میلیونری را ندیدم که زیاد مطالعه نکند. و من درباره هری پاتر و هانگر گیم صحبت نمی کنم. درباره کتابهای واقعی صحبت میکنم، انواع تمرینها برای رشد فردی و حرفه ای، برای مردمی که می خواهند خودشان و شغلشان را پرورش دهند.

کتابها یک راه بزرگ برای آموختن از افراد موفقی هستند که جایی بودند که امروز شما هستید و چیزهای باارزشی به شما می آموزند. این مثل این است که بهترین کسب و کارها را از طریق مدرسین اصلی به شما می آموزند. بسیار بخوانید و اغلب اوقات بخوانید.

  • تجربیات خود را بنویسید.

دفتر خاطرات ندارید که میلیونر شوید. اما این به شما آسیبی نخواهد رساند. بسیاری از افراد موفق فعالیت خود را از یک خاطره نویسی آغاز کرده اند.

خاطره نویسی یک ابزار قدرتمند است زیرا با مستندسازی مسیر زندگی و الهام گرفتن از آن، میتوانید استعدادها و انگیزه های خود را مرتب کنید درحالی که شهرت و کسب و کار شما درحال رشد کردن است.

اگر آماده به اشتراک گذاشتن خاطرات خود با دیگران نیستید سعی کنید آنها را در دفتر مخصوص شخصی خود حفظ کنید. این کار به افراد درونگرا کمک می کند تا به آنچه ه می خواهند برسند و پیش بروند. اهدافتان را بنویسید و یقین داشته باشید که اتفاق می افتند.

در یکی از بهترین جملات جیم روون آمده است: بسیار چالش برانگیز است که که دانش آموز زندگی خودت باشی، آینده خودت، سرنوشت خودت باشی. به حافظه ات اعتماد نکن. وقتی می شنوی یک موضوع ارزشمند را، آن را یادداشت کن. وقتی اتفاق مهمی برایت رخ می دهد آن را یادداشت کن. وقت بگذار تا آن نکات را نگهداری و در دفتر خاطراتت ثبت کنی.

 

[ad_2]

لینک منبع

ده روش ساده که افراد موفق را در شرایط سخت آرام نگه می‌دارد

[ad_1]

image_pdfimage_print

 

توانایی کنترل احساسات و آرام ماندن در شرایط سخت مستقیماً بر عملکرد شما تاثیر می‌گذارد. «تلنت اسمارت» تحقیقی را بر روی بیش از یک میلیون نفر انجام داده است. در این تحقیق ما دریافته‌ایم که ۹۰% کسانی که عملکرد خوبی دارند در مدیریت احساسات خود در زمان استرس مهارت دارند و می توانند آرام و تحت کنترل بمانند.

اگر خبرنامه ما را دنبال کنید حتما نتایج خیره‌کننده برخی تحقیقات را خوانده‌اید که نشان می‌دهد استرس چه ویرانی بزرگی روی سلامت جسمی و روانی فرد به بار می‌آورد (برای مثال تحقیق «ییل» که دریافت استرس طولانی مدت موجب از بین رفتن بخشی از مغز که مسئول خود کنترلی است می‌شود.) موضوع جالب در مورد استرس (و اضطراب حاصل از آن) این است که یک حس کاملا ضروری است. مغز ما به گونه‌ای ساخته شده است که بدون رسیدن به سطحی از این احساس دست به کار نمی‌شویم. در واقع  عملکرد ما در جایی اوج می‌گیرد که به دلیل مقادیر متوسطی از استرس به شدت فعال می‌شود. تا جایی که استرس طولانی مدت نباشد بی‌ضرر است.

تحقیق جدیدی از دانشگاه «برکلی» کالیفرنیا نشان می‌دهدکه تجربه کردن مقادیر متوسط استرس مفید است. اما همچنین تاکید می‌کند که تحت کنترل داشتن استرس تا چه حد مهم است. دانشجوی فوق دکتری «الیزابت کربی» که این تحقیق را انجام داده است دریافت شروع استرس مغز را به رشد سلول‌های جدید ترغیب می‌کند، سلول‌هایی که موجب تقویت حافظه می‌شوند. با این حال این تاثیر تنها زمانی دیده شده است که استرس به صورت متناوب و گاه به گاه بوده است. به محض این که استرس بیشتر از چند لحظه طول می‌کشد و به حالت طولانی مدت می‌رسد توانایی مغز را برای تشکیل سلول‌های جدید کمتر کرده و مانع آن می‌شود.

«کربی» می‌گوید من فکر می کنم رویدادهای پرتنش گاه و بی‌گاه احتمالاً مغز را هوشیارتر نگاه می‌دارد و فرد زمانی که هوشیار است بهتر عمل می‌کند. در مورد حیوانات استرس متناوب تمام چیزی است که آنها در قالب تهدیدهای فیزیکی در محیط اطرافشان تجربه می‌کنند. مدتها پیش این موضوع در مورد بشر نیز صدق می‌کرد. همان طور که مغز انسان تکامل یافت و پیچیدگی‌های بیشتری پیدا کرد ما این توانایی را پیدا کردیم که در مورد رویدادها احساس نگرانی کنیم و موضوعی را دائما در ذهن بالا و پایین کنیم که این امر استرس طولانی مدت ایجاد می‌کند.

استرس علاوه بر این که ریسک بیماری قلبی، افسردگی و چاقی را افزایش می‌دهد همچنین عملکرد ذهن شما را کاهش می‌دهد. البته خوشبختانه بیشتر استرس شما ذهنی و درونی و تحت کنترل شماست مگر آن که یک شیر درنده دنبالتان کند. کسانی که اجراها و عملکردهای خوبی دارند راهکارهای تحمل خوبی را شکل داده‌اند که در موقعیت‌ها پراسترس به کار می‌برند. این روش‌ها میزان استرس آنها را صرف نظر از آن که در اطرافشان چه روی می‌دهد کاهش می‌دهد و استرسی که آنها تجربه می‌کنند را متناوب و کوتاه مدت می‌سازد و نه طولانی مدت.

اگرچه من راهکارهای موثر بسیاری را که افراد موفق در مواجهه با استرس به کار می‌برند جستجو کرده‌ام اما آنچه در ادامه می‌آید ده تا از بهترین‌ها هستند. برخی از این روش‌ها بدیهی به نظر می‌رسند اما چالش اصلی این است که تشخیص بدهید چه زمانی لازم است از آنها استفاده بکنید و بدانید کی وکجا علی رغم استرس این کار را انجام بدهید.

ممکن است بدیهی به نظر برسد اما وقتی بحث بر سر  عملکرد در زمان کار است آرام ماندن در شرایط سخت عامل مهمی محسوب می‌شود. مدیریت استرس برای موفقیت حیاتی است زیرا ما را هوشیار نگه می‌دارد و همچنین در تعیین سلامتی روانی عامل اصلی است.

افراد موفق تشخیص می‌دهند که چطور از استرس خود به نفع‌ خود بهره ببرند و معمولا یک مجموعه رفتارهای مشترک دارند که به آنها امکان می‌دهد تا موقعیت‌های چالش‌برانگیز و حجم کار سنگین را به طور موثری هدایت کنند.

در اینجا ده روش ساده بیان می‌شود. این ده روش به ما امکان می‌دهد تحت فشار آرام بمانیم:

  • داشته‌هایشان را قدر می‌دانند.

فکر کردن به آنچه برایش سپاسگزار هستید نه تنها کار درستی است بلکه حال شما را بهتر می‌کند زیرا هورمن استرس کورتیسول را تا ۲۳% کاهش می‌دهد. تحقیقی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده است نشان می‌دهد که روزانه ساعاتی را صرف ایجاد حس سپاسگزاری می‌کنند روحیه، انرژی و سلامت جسمی بهتری دارند. شاید هورمن کریستول کمتر نقش مهمی در این میان دارد.

  • از این پرسش پرهیز می‌کنند: «چه می‌شد اگر؟»

جمله‌هایی که با «چه می‌شد اگر» شروع می‌شوند مثل هیزم آتش استرس و نگرانی را شعله‌ور می‌کنند. اتفاقات ممکن است به هر شکلی رخ دهند و هر چه شما زمان بیشتری را صرف نگرانی در مورد احتمالات فرضی کنید زمان خود را برای این که وارد عمل شوید از دست می‌دهید. در حالی که اگر دست به کاری بزنید  آرامتر شده و استرس‌تان مهار می‌شود. افراد آرام می‌دانند که پرسیدن «چه می‌شد اگر؟» فقط آنها را به جایی می‌برد که نمی‌خواهند و نباید بروند.

  • همچنان مثبت فکر می‌کنند.

افکار مثبت با تمرکز و توجه ذهن شما بر چیزهایی که به کلی خالی از استرس هستند کمک می‌کنند که شما  گاه به گاه و با فاصله استرس را تجربه کنید. شما باید کمی به ذهن پرسه‌گر خود کمک کنید و به طور خودآگاه انتخاب کنید که به چیزهایی مثبت فکر کنید. هر تفکر مثبتی برای تمرکز دوباره توجه شما مفید است. وقتی همه چیز خوب است و حال شما خوب است و تمرکز نسبتاً آسان است. وقتی اتفاقات بدی می‌افتد و ذهن شما پر از افکار منفی شده است، متمرکز ماندن یک چالش بزرگ است. در این لحظات به روزتان فکر کنید و یک فکر مثبت را که روی داده است شناسایی کنید، مهم نیست چقدر کوچک و بی‌اهمیت بوده باشد. اگر موضوع مثبتی در روز جاری پیدا نکردید به روز گذشته بیاندیشید یا حتی هفته گذشته. شاید در انتظار یک رویداد هیجان‌انگیز هستید که می‌توانید توجه خود را روی آن متمرکز کنید. نکته این است که شما باید موضوه مثبتی داشته باشید که فوراً وقتی افکار منفی به سراغ‌تان می‌آید توجه خود را به آن جلب کنید.

  • ارتباط را قطع می‌کنند.

از آنجا که مهم است استرس گاه به گاه و متناوب باشد و نه همواره و مدام، گذراندن زمانی به دور از کار و تنش به شما کمک می‌کند تا استرس خود را تحت کنترل قرار دهید. وقتی هفت روز هفته ۲۴ ساعت برای کار حاضر و در دسترس هستید خود را در معرض رگبار دائمی موضوعات استرس دهنده‌ قرار می‌دهید. گاهی خود را مجبور کنید آفلاین باشید- نفس راحتی بکشید-  تلفن خود را خاموش کنید. این کارها به بدن شما استراحت می‌دهد و موجب می‌شود قدری از منبع دائمی استرس دور باشید. تحقیقات نشان داده است که گاهی حتی چیز ساده‌ای مثل چک نکردن ایمیل‌ها هم می‌تواند میزان استرس شما را پایین بیاورد.

فناوری ارتباطات مداوم را ممکن می‌سازد و این انتظار را به همراه می‌آورد که شما باید ۲۴ ساعت ۷ روز هفته را در دسترس باشید. بسیار سخت می‌شود از لحظه های بدون استرس لذت برد وقتی خارج محیط کار  یک ایمیل که روند فکری شما را تغییر می‌دهد و باعث فکر کردن شما درباره کار می‌شود (بخوان: استرس‌زا) در هر لحظه ممکن است به گوشی شما فرستاده شود. اگر خیلی برای شما سخت است که عصرهایی که از کار به خانه برمی‌گردید ارتباطات کاری خود را قطع کنید، خوب آخر هفته چطور است این کار را بکنید؟ وقت‌هایی را انتخاب کنید که سیم را بکشید و آفلاین باشید. از این که این فرصت‌ها تا این حد حال و هوای شما را تازه می‌کند تعجب خواهید کرد. این کار استرس شما را کاهش می‌دهد چون در برنامه هفتگی‌تان از نظر ذهنی دوباره شارژ می‌شوید. اگر شما نگران نتیجه و  بازتاب این اقدام هستید در ابتدا زمان‌هایی که احتمال تماس گرفتن با شما کمتر است این کار را امتحان کنید – مثلاً صبح جمعه. کم کم راحت‌تر حاضر به انجام این کار می‌شوید و همچنین همکاران شما می‌پذیرند که شما زمانی از دسترس خارج هستید و به تدریج می‌توانید مدت زمانی را که از فناوری به دور هستید بیشتر کنید.

  • کمتر کافئین مصرف می‌کنند.

نوشیدن کافئین موجب آزاد شدن هورمن آدرنالین می‌شود. آدرنالین منبع واکنش‌های «جنگ یا فرار» است، نوعی مکانیسم بقا که شما را وادار می‌کند وقتی با تهدید مواجه شدید بیاستید و بجنگید یا به دنبال پناه بالا بدوید. مکانیسم «جنگ یا فرار» تفکر منطقی را به نفع یک واکنش سریعتر کنار می‌زند. این عملکرد وقتی یک خرس شما را دنبال می‌کند عالی است ولی وقتی به یک ایمیل کوتاه و بی‌ادبانه پاسخ می‌دهد اصلا عالی نیست. وقتی کافئین مغز و بدن شما را در این حالت برانگیخته از استرس قرار می‌دهد احساسات شما رفتارتان را کنترل می‌کند. استرسی که کافئین ایجاد می‌کند اصلاً متناوب نیست زیرا کافئین قرار است اثر بلندمدتی در بدن شما داشته باشید.

من سال‌ها بر اثر خواب روی استرس تاکید کرده‌ام و نمی‌توانم بگویم خواب بر افزایش هوش عاطفی و مدیریت استرس چه تاثیر زیادی دارد. زمانی که می‌خوابید مغز شما واقعا دوباره شارژ می‌شود. مغز شما رویدادهای روز را زیر و رو می‌کند، برخی را ضبط کرده و برخی را به دور می‌اندازد (این امر موجب رویا دیدن شما می‌شود). بدین ترتیب شما هوشیار و با ذهنی باز از خواب بیدار می‌شوید. وقتی به اندازه کافی نمی‌خوابید یا درست نمی‌خوابید میزان خودکنترلی، توجه و حافظه شما همگی کاهش می‌یابند. محرومیت از خواب میزان هورمن استرس شما را به خودی خود افزایش می‌دهد حتی زمانی که عامل استرس وجود ندارد. پروژه‌های استرس‌زا اغلب موجب می‌شوند فکر کنید وقت خواب ندارید اما زمان گذاشتن برای یک خواب شب خوب اغلب تنها چیزی است که موجب می‌شود امور را تحت کنترل خود داشته باشید.

  • خودگویی منفی  را خاموش می‌کنند.

یک اقدام بزرگ برای مدیریت استرس متوقف کردن خودگویی منفی است. هرچه بیشتر افکار منفی را نشخوار ذهنی کنید به آنها قدرت بیشتری می‌دهید. اکثر افکار منفی ما فقط فکر هستند و نه واقعیت. وقتی می‌بینید دارید چیزهای منفی و بدبینانه‌ای  را که صدای درون تان می‌گوید باور می‌کنید وقت اش است که بیاستید و آنها را یادداشت کنید. واقعاً از کاری که مشغولش هستید دست بکشید و افکارتان را بنویسید. به محض این که یک لحظه شتاب افکار منفی‌تان را کم می‌کنید، منطقی‌تر می‌شوید و می‌توانید به روشنی صحت و واقعیت آنها را ارزیابی کنید.

شرط می‌بندم که هر وقت از کلماتی مانند «هرگز»، «بدترین»، «تاحالا» و غیره استفاده می‌کنید جملات شما درست نیستند.  اگر وقتی افکارتان را روی کاغذ می‌بینید هنوز هم شبیه به واقعیت هستند آنها را با دوست یا همکاری که به او اعتماد  دارید در میان بگذارید و ببینید آیا او هم با شما موافق است. سپس واقعیت قطعاً روشن خواهد شد. وقتی حس می‌کنید اتفاقی همیشه می‌افتد و یا هرگز نمی‌افتد، فقط این ذهن شما است که گرایش طبیعی تهدید را نشان می‌دهد و در بسامد دریافتی یا شدت یک واقعه اغراق می‌کند. شناسایی و برچسب زدن بر افکارتان به عنوان فکر و جدا کردن آنها از واقعیت‌ها به شما کمک می‌کند از چرخه منفی بیرون بیایید و به سمت یک چشم‌انداز جدید و مثبت حرکت کنید.

  • چشم‌انداز خود را دوباره مشخص می‌کنند.

استرس و نگرانی از طریق دریافت های کج و معوج ما از وقایع تغذیه می‌کنند. ساده است که فکر کنیم سررسیدهای غیرواقعی، ریئس‌های نابخشودنی و ترافیک خارج از کنترل دلایلی هستند که ما همیشه نگرانیم. شما نمی‌توانید موقعیت‌ها و شرایط را کنترل کنید اما می‌توانید واکنش خود را نسبت به آنها کنترل کنید. بنابراین قبل از این که زمان زیادی را صرف فکر کردن به چیزی کنید یک دقیقه آن موقعیت را در کادر قرار دهید و حدود آن را مشخص کنید. اگر نمی‌دانید چه زمانی باید این کار را انجام بدهید به دنبال سرنخ‌هایی بگردید که میزان اضطراب شما با عامل استرس متناسب نیست. اگر دارید به جملات کلی و نسنجیده‌ای مثل «همه چیز دارد خراب می‌شود» یا «هیچ چیز درست از کار در نمی‌آید» فکر می‌کنید پس لازم است که حد وحدود موقعیت را دوباره مشخص کنید. یک روش فوق‌العاده برای اصلاح کردن این الگوی فکری غیرنوآور  این است که آن چیزهایی را که دارند خراب می‌شوند یا از کار بد در می‌آیند فهرست کنید. به احتمال زیاد فقط چند چیز پیدا می‌کنید- نه همه چیز-  و دامنه این عوامل استرس نسبت به اولین بار که به نظرتان آمده بود محدودتر به نظر خواهند رسید.

  • تنفس می‌کنند.

آسان‌ترین راه برای این که استرس گاه‌به گاه باشد و نه مدام، کاری است که در هر حال شما هر روز باید آن را انجام دهید: تنفس. تمرین حاضر بودن در لحظه حال به وسیله تنفس به ذهن شما آموزش می‌دهد که تنها به روی کاری که همین حالا در دست دارید تمرکز کنید و بار سنگین استرس را از دوش خود بر‌دارید. وقتی استرس دارید چند دقیقه روی تنفس‌تان تمرکز کنید. در را ببندید، تمام چیزهایی که حواس‌تان را پرت می‌کنند کنار بگذارید و فقط روی صندلی بنشینید و نفس بکشید. هدف این است که تمام وقت فقط روی تنفس‌تان تمرکز کنید و این کار مانع پرسه‌زدن ذهن شما می‌شود. به این فکر کنید که که دم و بازدم چه حسی دارد. این کار آسان به نظر می‌رسد اما انجام دادن آن به مدت یک یا دو دقیقه دشوار است. عیبی ندارد اگر فکر دیگری ذهن شما را از مسیر اصلی دور می‌کند. قطعاً اوایل این اتفاق می‌افتد و شما فقط باید توجه خود را دوباره به نفس کشیدن ‌تان برگردانید. اگر متمرکز ماندن روی تنفس برای شما خیلی سخت است، سعی کنید هر نفس را که به درون و بیرون می‌دهید بشمارید تا به ۲۰ برسید و دوباره از ۱ شروع کنید. اگر شمارش از دست‌تان در رفت نگران نباشید. می‌توانید از نو شروع کنید.

این کار ممکن است خیلی آسان به نظر برسد یا حتی خیلی احمقانه اما اگر آن را انجام بدهید از این که چقدر پس از آن آرام شده‌اید تعجب خواهید کرد و متوجه می‌شوید که چقدر راحت‌تر می‌توانید از شرّ افکار پراکنده که حواس‌تان را پرت می‌کنند خلاص شوید، همان افکاری که قبلاً انگار دائماً در ذهن‌تان خانه کرده بودند.

  • از سیستم حمایتی خود استفاده می‌کنند.

این که بکوشید همه چیز را خودتان به تنهایی حل کنید  وسوسه برانگیز است اما خیلی کارآمد نیست برای این که آرام و خلاق و نوآور باشید باید ضعف‌های خود را بشناسید و وقتی به کمک احتیاح دارید تقاضای کمک کنید. این به معنای بهره‌گیری از سیستم حمایتی در زمانی است که موقعیت آن قدر چالش‌برانگیز است که حس می‌کنید درهم شکسته‌اید. هرکسی، شخصی را در سر کار یا خارج از محیط کار دارد که طرف او است و حاضر است برایش جستجو کند و به او کمک کند که از یک موقیعت سخت بهترین نتیجه را به دست آورد. این افراد را در زندگی خود بیابید و وقتی به آن احتیاج دارید سعی کنید بینش و همکاری آنها ار بطلبید. با صحبت کردن از نگرانی‌هایتان می‌توانید اضطراب و استرس خود را بیرون بریزید و دیدگاه جدیدی در مورد موقعیت خود به دست آورید. اکثر اوقات دیگران می‌توانید راه‌حلی به شما ارائه دهند که به ذهن خود شما نمی‌رسید چون آنها مانند شما در آن موقعیت سرمایه‌گذاری عاطفی نکرده‌اند. درخواست کمک استرس شما را کاهش می‌دهد و روابط‌تان را با کسانی که به آنها اعتماد دارید قوی‌تر می‌سازد.

 

                                                                                                                                                                                             به قلم دکتر ترویس بردبری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع